چهارشنبه، فروردین ۱۱

عیدی های نوروزی:دستگیری بهنام و سهیل روحانی فرد

درساعت 8 شامگاه 9 فروردین ماه سهیل و بهنام روحانی فرد بار دیگر دستگیر شدند.
این دو برادر پیش از این در مهر ماه 88 به زندان یزد منتقل شده بودند و تا 4 اسفند 88 در همانجا سپری کردند و با قید وثیقه آزاد شدند.
دادگاه ایشان در 28 بهمن ماه برگزار شد ولی نتیجه آن در دادگاه اسفند اعلام گردید. بر اساس رای دادگاه و به گفته قاضی ،این دو برادر بعد از تعطیلات نوروزی مجبور به گذراندن دوره محکومیت خود بودند.
بنا بر رای دادگاه، بهنام روحانی فرد به علت "داشتن تجهیزات ماهواره ای" و نیز "خواندن سرودهایی مربوط به بهاییان" به 9 ماه حبس تعزیری محکوم شد. همان دادگاه برای برادرش سهیل روحانی فرد، دو برابر حکم برادرش یعنی 18 ماه زندان صادر کرد. 9 ماه به علت" همکاری با برادرش در خواندن سرودهای مربوط به بهاییان " و نیز 9 ماه دیگر در اِزایِ پرسش از سخنران و پاسخ به اتهامات و سخنان دروغین و توهین آمیزش به بهاییان که در اداره هلال احمر یزد مطرح شده بود.
با دستگیری دگر بار بهنام و سهیل روحانی فرد در 9 فروردین ماه، تعداد بهاییان زندانی در یزد به 3 نفر رسید.

یکشنبه، فروردین ۸

لغو جواز راهی دیگر برای فشار بر بهاییان سمنان

لغو جواز یا پلمپ محل کسب بهاییان، یکی از شگردهای دیرینه دولت ایران برای اختناق اقتصادی جامعه بهایی ایران است.
این روند که پس از انقلاب با اخراج از مشاغل دولتی و نیز بسیاری شغلهای دیگر همراه بود، در سالهای اخیر دامنه خود را بیشتر گسترانیده است و یکی از نمونه های آشکار آن فشار بر شهروندان بهایی سمنان در این زمینه است.
در 8 بهمن ماه، از سوی وزارت جهاد کشاورزی به ضیا الله متعارفی اعلام شد که جواز کسب مرکز دامپروریش لغو شده است.مسئولین جواز این مرکز دامپروری را با بهانه های بی اساس، " نقل و انتقال غیر قانونی دام" و " عدم تمدید پروانه بهره برداری" لغو کرده اند و در 15 بهمن ماه به نامبرده دستور داده اند تا دام ها را در طی 15 روز از دامپروری خود خارج کند.
وی طی نامه ای اعتراض خود را به این اتهامات دروغین اعلام نموده است.
در سال گذشته چند مغازه در سمنان طعمه آتش شد، محصولات کشاورزی یک پیرمردکشاورز در سنگسر در آتش سوخت، چندین مغازه پلمپ شد و برخی با تمدید جوازشان موافقت نشد.
به نظر می رسد با افزایش فشار بر بهاییان سمنان، بنا بر گفته های پیشین امام جمعه این شهر، قصد آن می رود "ريشه بهائيت را در كشور بخشكانند." وی در سخنان تحریک کننده خود در 2 اسفند ماه 87 تصریح نمود که " بر هر مسلماني واجب است تا هيچ گونه معامله‌اي با پيروان اين فرقه نداشته باشند و از وصلت با اين افراد به صورت غيرقانوني و غيررسمي بپرهيزند".
اما با گسترش اندیشه های آزاد منشانه و دگر اندیش پذیر و وَزِش تفکر حقوق بشر بر ایران زمین، ایرانیان در پی رویاندن اندیشه ها نوین اند نه خشکاندن و آنان که بقایشان را در خشکاندن دیگران می یابند، روز به روز از نظز ها بیشتر خواهند افتاد.

همیشه اخراج! اما ابن بار همین جا بمان!!!

توهین و تحقیر و زهر خند کم بود. باید فشار دیگری هم می افزودند؛ ممنوع الخروج.
50 تن از جوانان بهایی شیراز که پیش از این در 29 اردیبهشت 85 دستگیر شدند، اجازه خروج ازکشور را از دست دادند.
این 50 نفر به همراه 3 تن دیگر، در چند محله فقیر و بی بضاعت اطراف شیراز به سواد آموزی و نیز آموزش نقاشی و هنر و مهارتهای زندگی به کودکان این محله ها می پرداختند. هیچگاه نامی از این که این افراد بهایی هستند به میان نیامده بود و ایشان به صرف خدمت و یاری ساکنین این محله ها اقدام به فعالیتهای توسعه زده بودند و حتی جواز شورای شهر و شهرداری شیراز را نیز در دست داشتند.
اما اداره اطلاعات شیراز، این افراد را که شامل 53 بهایی و چند جوان مسلمان بودند، دستگیر کرد. افراد مسلمان گروه همان روز آزاد شدند؛ اما 53 بهایی بازداشت شدند و مورد محاکمه قرار گرفتند و با وجود مدارک کافی و مکتوب دال بر اینکه این افراد هرگز نامی از دیانت بهایی را در این محله ها نبرده اند، محکوم شدند.
ساسان تقوا، رها ثابت و هاله روحی 3 نفری بودند که در نهایت بی عدالتی به 4 سال حبس در شرایط سخت محکوم شدند و از آبان سال 86 دوران محکومیتشان آغاز شد. 50 تن دیگر ابتدا به 1 سال حبس تعزیری محکوم شدند؛ اما پس از چندی حکمشان به 3 سال شرکت اجباری در کلاسهای تبلیغات اسلامی تغییر یافت.
مسئول این کلاسها هر جلسه به اعتقادات و نیز خود این افراد توهین می کند و تهمتهای ناروا و خلاف واقعیت را بر ایشان می بندد تا فشار روانی بر آنها وارد آورد.
حال حق دیگری از ایشان سلب می شود و آن حق خروج از کشور است. البته این افراد پیگیری قانونی خود را برای رسیدگی به این مورد اخیر آغاز کرده اند.

پنجشنبه، فروردین ۵

بیداد در پاسخ به دادخواهی!


" بهاییان هیچ گونه حق دادخواهی ندارند" این جمله را مسئولین دفتر صادق لاریجانی در پاسخ به خانواده نوید خانجانی ادا کرده اند. بالاترین مرجع داخواهی و عدالت کشور به وضوح و بی پرده اعلام می دارد که 300000 بهایی ساکن ایران حق دادخواهی ندارند و البته این جمله بسیار پر لایه است و تنها در حد یک حرف باقی نمی ماند بلکه تبعات اجتماعی و قضایی دارد.

و بی شک این جمله اول بار نیست که بر زبان مسئولین می گردد و بارها در عمل و به کلام به بهاییانی که در پی احقاق حق اولیه شان بوده اند، اثبات شده است ولی از آنجا که بر اساس اعتقاداتشان، روند قانونی را برای احقاق حق خود بر می گزینند، باز به تظلم خواهی از راه قانونی ادامه می دهند.

اصولا وقتی تو در آب و خاک سرزمینت حق تحصیل، کار، بیان آزادانه عقیده، حقوق برابر با سایر هموطنان و پاسخ به دروغهای بافته برایت را نداشته باشی و اگر برای شکایت از شکسته شدن شیشه های منزل و اتوموبیل و به آتش کشیدن خانه و مزرعه و تخریب حتی گورستانت، هیچ مرجع قضایی و امنیتی حاضر به پاسخ گویی نباشد و جای داد رسی، یا در مغازه ات را ببندند یا کودکانت را بیازارند، یا به زندانت افکنند، دیگر سخن از دادخواهی عجیب می نماید.

نوید خانجانی، شهروند بهایی و فعال حقوق بشر، چندی پیش در 11 اسفند ماه در اصفهان دستگیر و به تهران منتقل شد. وی در حال حاضر در سلول انفرادی سپاه وتحت بازجویی قرار دارد و مراجع قضایی نیز به هیچ روی پاسخ گوی خانواده وی نیستند.

حال از این جمله چه نتایجی می توان گرفت: " بهاییان هیچ گونه حق دادخواهی ندارند"

1- به بهاییان ظلم می شود و بنابراین ممکن است کارشان به شکایت و دادخواهی کشد

2- بهاییان در جمهوری اسلامی حق تظلم و شکایت از حق مسلم خود را ندارند ؛ بدین معنا که اگر ظلمی بر ایشان روا داشته شود چه از سوی دولت چه از سوی شهروندان دیگر، کسی حرفشان را نمی شنود و اگر هم انسان حق طلبی یافته شود ، وقتی گزارشش به مراتب بالاتر می رسد، به کناری انداخته می شود.

3- اصولا یک بهایی که در این 30 سال از حقوق اولیه شهروندیش محروم شده، حق دیگری را هم از دست می دهد و ان هم حق دادخواهی ست . این حرف یعنی اگر این فرد برای ظلم روا شده به او شکایت به مرکز عدلی ببرد، برعکس با او معامله خواهد شد و به علت جسارتی که به خود داده و حقش را خواسته، حق دیگری هم از اوسلب می شود و از آن جا که در برابر یک بی قانونی اعمال شده بر او شکایت و دادخواهی می کند، با قانون نانوشته دیگری (بهاییان هیچ گونه حق دادخواهی ندارند) محاکمه می شود ، با او به تندی بر خورد می شود و حق های دیگر زندگیش هم از او گرفته می شود و این چیزی ست که بر نوید خانجانی، درسا سبحانی، ایقان شهیدی، سما نورانی و امثال آنها رفته است.

و این قانون نا نوشته ایست که 30 سال و چندین نسل، بهاییان را از تحصیل در دانشگاهها و هزاران حق دیگر بازداشته است و نوید خانجانی به علت تلاشش برای دادخواهی و گرفتن این حق برای بسیاری که به علت اعتقادات متفاوتشان از رفتن به دانشگاه محروم شده اند، در گوشه سلول انفرادی و با برخوردهای خشن بازجویانش روز را به شب می رساند.

چهارشنبه، فروردین ۴

بهار در پشت میله ها

چه خوش گفت شهریار که :بی تو ای دل! نکند لاله به بار آمده باشد/ما در این گوشه زندان و بهار آمده باشد
اما بهار آمد و به قول ابراهیم نبوی از سیمهای خاردار هم گذشت و قاصدکی با خود همراه داشت که می گفت: این همه ناز و تنعم که خزان می فرمود/ عاقبت در قدم باد بهار آخر شد و آخر خواهد شد.

در یورشهای فراگیر دولت ایران در سال 88 تعداد زیادی از هموطنانمان اسیر شدند، چه تعداد از مطبوعات و مجله ها که بسته شد و چه کتابها که اجازه چاپ نیافت. عده ای اعدام یا کشته شدند و صدها نفر روانه بیمارستان.گزارش بسیار کامل و جامع آن را می توان در خبرگزاری رهانا پی گرفت.
در این میان، شهروندان بهایی نیز بی بهره نماندند و با آنکه این روند مداوم بهایی آزاری در ایران، موسیقی متن این کشور شده و به خصوص در این سی سال ابعاد وسیعی را در برگرفته، اما با هر تغییر و تحول در کشور، این موسیقی متن، رزمی می شود و هجوم به این اقلیت مذهبی بیش از پیش اوج می گیرد.
در سالی که گذشت تعداد زیادی از بهاییان به خصوص در دی و بهمن ماه دستگیر شدند و تعدادی از آنها به قید وثیقه آزاد شدند و در انتظار دادگاه خود به سر می برند. اما در ادامه می توانید لیست بهاییانی که اینک در زندانهای شهرهای مختلف ایران روزگار می گذرند، مشاهده کنید:


تهران
جمال الدین خانجانی
عفیف نعیمی
فریبا کمال آبادی(طائفی)
مهوش شهریاری(ثابت)
وحید تیز فهم
سعید رضایی
بهروز توکلی
آرتین غضنفری
پیام فناییان
ایقان شهیدی( در کرمانشاه دستگیر شد)
درسا سبحانی(در ساری دستگیر شد و به تهران منتقل شد)
نوید خانجانی ( در اصفهان دستگیر شد و به تهران منتقل شد)
صهبا رضوانی(فناییان) ( در سمنان دستگیر شد و به تهران منتقل شد)
منیژه منزویان( در سمنان دستگیر شد و به تهران منتقل شد)
سما نورانی( در شیراز دستگیر شد و به تهران منتقل شد)


شیراز
ساسان تقوا
هاله روحی
رها ثابت
فرحناز آشنایی( در مرودشت دستگیر شد و به شیراز منتقل گشت)
طیبه فلاح (در مرودشت دستگیر شد و به شیراز منتقل گشت)
نوذر فلاح (در مرودشت دستگیر شد و به شیراز منتقل گشت)
جهان بخش بذر افکن در مرودشت دستگیر شد و به شیراز منتقل گشت)
حسن بذرافکن (در مرودشت دستگیر شد و به شیراز منتقل گشت)


یزد
مهران بندی

همدان
مهر انگیز حسینی
نسرین رحیمی
مظفر ایوبی(تبعید به خاش)


ساری
فواد نعیمی( تبعید در اقلید)


یاسوج

علی بخش بذر افکن
زلیخا موسوی(روانبخش)
علی عسگر روانبخش
روحیه یزدانی

سمنان

پویا تبیانیان
گودرز بیدقی( در سنگسر دستگیر شد و به زندان سمنان منتقل گردید)


تنکابن
سیامک ابراهیمی(تبعید به زابل)


مشهد

ناهید قدیری
رزیتا واثقی

کرج

پیام ولی
پیمان کشفی



به امید روزی که بهار از پشت پرچین ها سر برآرد نه میله ها

یکشنبه، فروردین ۱

پیام بیت العدل اعظم خطاب به پیروان حضرت بهاالله در ایران

شهرالبهاء ۱۶۷

۲۱ مارس ۲۰۱۰

پیروان حضرت بهاءالله در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

ای سرمستان جام محبّت الله،

یوم مبارک نوروز است و قلوب این مشتاقان بیش از پیش متوجّه آن شیفتگان جمال جانان. ایّامی بس پرشور و طرب‌انگیز است و دشت و دمن لاله‌خیز و مشکبیز. در اقالیم شمالیّۀ کرۀ ارض طبیعت جانی تازه یابد و جلوه‌ای بی‌اندازه نماید، حشر و نشری بدیع رخ بگشاید و جوشش و حرکتی جدید در کائنات مشاهده گردد، به خصوص خاک پاک ایران‌زمین که رشک فردوس برین است و به فرمودۀ مرکز میثاق "کشورش مهرپرور و دشت بهشت‌آسایش پر گل و گیاه جان‌پرور". ایرانیان پاک‌نهاد این عید فرخندۀ ملّی را بر حسب سنّت دیرینۀ چندین هزار سالۀ خود گرامی داشته در این روز فیروز و آغاز بهار دل‌افروز به سرور و شادمانی می‌پردازند، از کدورت‌ها می‌گذرند و به الفت و محبّت رو می‌آورند. بهائیان جهان نیز از همۀ ملل و اقوام، این عید سعید را که منصوص کتاب مستطاب اقدس است با شکوه و جلالی خاصّ جشن می‌گیرند و این ایّام خجسته را فرصتی برای ایجاد دوستی و آشتی بین نوع بشر و ترویج اتّحاد و اتّفاق در میان عالمیان می‌شمرند.

سالی که گذشت شاهد وقایع اسف‌انگیز و اندوه‌ناکی برای شما عزیزان و دیگر شهروندان آن سرزمین بود و شاید در این برهه از زمان، با سرور و شادمانی از نوروز باستانی استقبال کردن چندان آسان نباشد. ولی شما دل‌باختگان جمال ابهی به آیندۀ درخشان ایران مطمئن هستید و به یقین مبین می‌دانید که عالم آبستن وقایع عظیمه است و این درد و الم عمومی و آشوب و هیجان همه‌جانبه صرفاً رنج سفر در مسیر تحقّق وحدت عالم انسانی و تأسیس مدنیّت جهانی مورد نظر حضرت بهاءالله است. شما که به اهمّیّت اجتناب از هر نوع تعصّب و خشونت و نفاق واقفید و به قدرت معجزه‌آسای اتّحاد و یگانگی که قادر است عالم را به نور خود منوّر سازد ایمان دارید، و اثرات آن را در جوامع خود دیده و تجربه کرده‌اید، می‌توانید در کاستن رنج و درد دیگر هم‌وطنان عزیز نقشی مؤثّر ایفا نمایید.

استقامت سازنده و پشت‌کار شما عزیزان دل و جان، از پیر و جوان، در تحمّل تضییقات بی‌شمار سال‌های اخیر مورد قدردانی و ستایش این مشتاقان و تحسین مردم جهان است. الحمد لله با توجّه کامل به رسالتی که حضرت بهاءالله به پیروان فداکار خود در مهد امر الله عنایت فرموده، به وظایف روحانی خود واقف و به انجام آن قائمید. پس به تسبیح و تقدیس ربّ‌ الجنود پردازید و با شور و اشتیاق به این تاج وهّاجی که بر سر دارید افتخار نمایید و از رشته‌ای که دوست حقیقی بر گردن‌تان افکنده همواره شاکر و خشنود باشید.

در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد همۀ مردم شریف ایران به دعا مشغولیم و موهبت آسایش و رخا و صلح و صفا را برایتان صمیمانه مسئلت می‌نماییم.

[امضا: بیت العدل اعظم]

چهارشنبه، اسفند ۲۶

آرتین غضنفری 75 روز پس از دستگیری



آرتین غضنفری،شهروند بهایی، پس از گذشت 75 روز از زمان دستگیری بدون حکم در زندان اوین سر می کند. وی پس از حوادث روز عاشورا در 13 دی ماه به همراه 9 بهایی دیگر به زندان اوین منتقل شد. از این میان به تدریج 8 تن از ایشان با قید وثیقه آزاد شدند اما وی و پیام فناییان هنوز در زندان به سر می برند.
هم زمان با آزادی همسرش ژینوس سبحانی، به خانواده او اطلاع دادند که وثیقه 30 میلیون تومانی برای آزادی موقت آرتین بیاورند اما او را آزاد نکردند. با درخواست افزایش وثیقه به 50 میلیون تومان، امید آن می رفت که نامبرده پیش از عید نوروز در کنار خانواده اش باشد؛ اما این بار هم ثمری نبخشید و بازجوی پرونده حاضر به امضا کردن آزادی موقت او نشد.
.این طور به نظر می رسد که سرسختی بازجو بدین دلیل است که آرتین غضنفری حاضر به اعترافات دروغین و قبول اتهامات نکرده خویش نمی شود و به همین علت از هفته گذشته به بند 350 زندان اوین منتقل شده است.
بنا بر گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، تعدادی از زندانیان سیاسی این بند که کاملا در وضعیت بلاتکلیفی به سر می برند دست به اعتصاب غذای نامحدود زده اند و از دریافت غذا امتناع می ورزند.

دو تن از بازداشت شدگان آزاد شدند


در ادامه آزاد نمودن تعدادی از شهروندان بهایی، نیکی خانجانی و مهران روحانی آزاد شدند.
مهران روحانی در یکشنبه 23 اسفند از زندان رها شد. وی از دستگیر شدگان روز 13 دی ماه است.
نیکی خانجانی نیز که در روز 21 بهمن ماه دستگیر شده بود روز سه شنبه 25 اسفند به قید وثیقه از زندان آزاد شد.


* تصویر متعلق به نیکی خانجانی است.