دوشنبه، آبان ۶

جزای آبادانی

جزای آبادانی!

در میان فعالیتهای گوناگون جامعه جهانی بهایی، تعلیم و تربیت اطفال و نوجوانان اهمیت ویژه ای دارد. این فعالیت در دو شاخه مجزا در حال اجراست. یکی از این شاخه‌ها توسعه اجتماعی می باشد که به خصوص در مناطق محروم سطح جهان در جریان است. هدف اصلی این فعالیت توانمند سازی کودکان و نوجوانان برای توسعه قابلیتهای خویش و آموزشهای گوناگون هنری،علمی ، مهارتهای عملی و اخلاقی ست. یکی از مهمترین تاکیدات جامعه بهایی در ارتباط با فعالیت توسعه این است که تمام این کارهای بشر دوستانه بدون ذکری از نام دیانت بهایی یا حتی به نیت تبلیغ این آیین باید صورت پذیرد. در پیام بیت العدل اعظم مورخ 21 آگوست 2006 چنین آمده:
"...خدمات بهاییان به توده مردم در زمینه های توسعه اقتصادی و اجتماعی که جزئی از حیات بهایی محسوب می شود با فعالیتهای تبلیغی آنان کاملا متفاوت است به این معنی که این خدمات باید بدون هدف و منظور تبلیغی و حتی فارغ از تمایل جلب نظر و همدردی دیگران ارائه شود تا مورد قبول حق جل جلاله قرار گیرد..."
اما همه چیز در ایران شکلی دیگر به خود می گیرد. وقتی نظامی، مردم مملکت خویش را با اطمینان در حمایت خود ندارد، همیشه بیم از آن دارد که کسانی بر ضد او توطئه کنند یا علیه او تبلیغ نمایند. این حکمی ست که مانند نقل و نبات به هر گونه فعالیتی که برای آبادانی مملکت یا ابراز حقیقت صورت می گیرد، داده می شود. این ترس، عوامل روانی دارد و باید ریشه هاش مورد بررسی قرار گیرد. چگونه می شودوقتی 54 جوان بهایی بدون هیچ انگیزه تبلیغی برای دیانت خود، به منطقه ای محروم پا می گذارند و تغییرات مثبت چشمگیری در آنجا ایجاد می کنند به حکم" تبلیغ علیه امنیت ملی یا جمهوری اسلامی " محکوم می شوند. به زندان می افتند یا مجبورند هر3 هفته یکبار در کلاسهای تبلیغات اسلامی شرکت کنند؟
این 54 نفر هر جمعه صبح به یکی از مناطق محروم شیراز به نام مهدی آباد می رفتند و به کودکان و نوجوانان این محل و حتی والدین ایشان که از فرهنگی پایین و حداقل سواد و بهداشت بهره مند بودند، آموزشهایی می دادند. این آموزشها شامل کلاسهای بهداشتی، ورزشی، هنری، مناجات و دعا، آموزش ارزشهای اخلاقی نظیر صداقت، محبت، احترام به والدین و ... بوده. هر جمعه بچه های محله که با شور و شوقی وصف ناپذیر به استقبال از این گروه می آمدند، به گروههای سنی مختلف تقسیم می شدند و هر چند جوان بهایی مسئول کار و آموزش با یکی از این گروههای سنی بود. بعد از چند ماه وضعیت آن محل تغییر کرد. دیگر آن محله کثیف و پر از آشغال، تمیز و مرتب شده بود و خود اهالی برای پاکیزه نگاه داشتن آن تلاش می کردند. بسیاری از عادات مضر و خشونت بار که زاده فرهنگ پایین و تربیت نیافته افراد محل بود، دگرگون شد. مثلا پسران برای ابراز وجود خود چاقو از جیب بیرون نمی آوردند و وقت خود را بیهوده به کلمات رکیک و پرسه زدن نمی گذراندند. زنان بی سواد و بی بضاعت خواندن و نوشتن آموخته بودند و کودکان خود را نیز به یاد گرفتن آن تشویق می کردند.
بله این بود فعالیت جوانان بهایی ایران برای "تبلیغ علیه جمهوری اسلامی"!!!!
اگر حکومتی از ارتقا سطح فرهنگی افراد کشورش چنان بیمناک است و آن را به اشد جزا مجازات می کند، باید شک کرد که در این ترقی و درک بیشتر اعضای کشورش، چه می بیند که چنان به وحشت می افتد؟ نگاه داشتن سطح درک و فهم مردمان یک کشور در سطحی نازل، آرزوی حکومتهای دیکتاتور است؛ چه که به این صورت پیروانی مقلد و بی فکر پرورش می یابند که با ساده دلی و زودباوری هر وعده وقول دروغی را باور می کنند؛ ولی امان از شهروندان هوشمند ودانشمند که آفت جان دولتهای جبارند. هر حرفی را باورنمی کنند و برای احقاق حقوق مسلوبه شان تلاش می کنند. مشکلات اجتماعی را بر گردن تقدیر و سرنوشت و "تاخیر در ظهور آقا" و ... نمی گذارند و در پی حل و ریشه یابی آنند.
اینان مستحق زندانند. اینان باید دهانشان دوخته شود و از سایر مردمان جدا شوند. صدایشان در گلو خاموش شود و اندیشه هاشان در گوشه زندان خاک بخورد.
پس از دستگیری این 54 نفر، 3 نفر از فعال‌ترین اعضای این گروه، به نامهای ساسان تقوا، هاله روحی و رها ثابت به 4 سال زندان محکوم شدند. حکم ایشان " تبلیغ علیه جمهوری اسلامی "بود. 51 نفر دیگر برای ارشاد! و دعوت به دین مبین اسلام به کلاسهای تبلیغات اسلامی دعوت شدند و مجبورند که 3 سال هر سه هفته یکبار در این کلاسها شرکت کنند. قابل ذکر است که قرار بر این بوده که در این کلاسها اصول اعتقادی دیانت اسلام یعنی توحید و معاد و نبوت تدریس گردد ولی بنا به گفته افراد شرکت کننده ،غیر از توهین به ایشان و باورهایشان چیزی در این کلاسها ارائه نشده. مردی که این کلاسها را می گرداند دختران بهایی را فاسد و خراب می خواند و آنان را بدنام وبی عفاف خطاب می کند. به پیامبران دیانت بابی و بهایی توهین می نماید و اینگونه می خواهد مهر اسلام را در دل اینان بکارد!
اما افشای دو سند مبنی بر عدم تبلیغ این 54 جوان بهایی در آن محله و اعلان بی گناهی این جوانان خیلی چیزها را روشن می کند. دولت جمهوری اسلامی این جوانان را محکوم نموده که به منظور تبلیغ دیانت بهایی در این محل و فریب دادن اهلی آن به مهدی آباد می رفته اند واظهارات اهالی و خود این جوانان مبنی بر عدم تبلیغ دیانت بهایی هیچ چیز را تغییر نداد ولی افشای این اسناد مبنی بر بی اطلاعی اهالی مهدی آباد از بهایی بودن این جوانان، موضوع را پیچیده تر می کند. با وجود به دست آمدن این سند، دولت ایران هنوز تغییری در روند خود برای تخفیف حکم این 54 نفر صورت نداده.
این است سزای فرزندان برومند ایران زمین از فعالان دانشجویی، طرفداران حقوق زنان و حقوق بشر، بهاییان، روشنفکران و ...برای آبادانی مرز و بوم خویش.
برای اطلاع بیشتراز این اسناد به سایت زیر مراجعه فرمایید.
www.hrairan.com
www.hra-iran.org


۱ نظر:

حامد گفت...

با سلام


لطفاً به آدرس زیر بیایید در مباحث شرکت کنید
فکر می کنم موقعیت خوبی برای دفاع از اعتقادات شما باشد.
http://www.al-mobin.com/kalam/index.php?board=40.0