شنبه، آذر ۴

40 مغازه متعلق به شهروندان بهایی در همدان پلمپ شد


پلمپ بیش از ۴۰ مغازه متعلق به شهروندان بهائی در استان همدان
در ادامه آزار و اذیت شهروندان بهایی سراسر ایران، 40 مغازه متعلق به این شهروندان دراستان همدان،  و در شهرهای همدان، بهار و ملایرپلمپ شد. این پلمپهای گسترده  در 27 آبان ماه 91 و به بهانه " تخلف آیین نامه ای" صورت گرفته است.

به گزارش جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، با گذشت بیش از یک هفته از بسته شدن این مغازه ها، و با وجود پرداخت مالیات و عوارض شهرداری، هنوز فک پلمپ نشده اند و مسئولین مربوطه از هر گونه پاسخگویی در این زمینه سرباز می زنند.
این یورشها در ادامه اختناق اقتصادی ای است که بر جامعه بهایی ایران  به خصوص پس از انقلاب اسلامی 57 سایه افکنده است و قصد دارد که این جامعه را از بعد اقتصادی فلج نماید. پس ازسالها فشار اقتصادی بر این شهروندان و واصل نشدن به مقصد خویش، دولت کوشیده است تا دامنه فشارها را هم از جهت شدت و هم مدت بگستراند.

بهاییان پس از انقلاب اسلامی از ورود به دانشگاه که خود زمینه ساز شغل آینده است محروم شدند. از مشاغل دولتی اخراج گردیدند و بسیاری از مشاغل آزادشان را نیز از کفشان گرفتند. مصادره اموال و دارایی ها و منازل از دیگر فشارهای اقتصادی  فردی ای است که جامعه بهایی ایران در این سالها بر خود دیده است. این آزارها جدا از غصب اموال عمومی جامعه بهایی شامل اماکن و ساختمانهای متعلق به جامعه بهایی ایران است.

در 5 سال اخیر موج فشارهای اقتصادی اوج بیشتری گرفته است و پلمپ مغازه ها و مقابله با مشاغل فردی و آزاد افراد به خصوص در سمنان و شیراز به وضوح دیده می شود.
عکستریبون زمانه




نظر دهید


نظر دهید

نظر دهید
نظر دهیدنظر دهید 



دوشنبه، آبان ۲۲

دستگیری کامران قیصر، شهروند بهایی ساکن کرج

در تاریخ یکشنبه 14 آبان مامورین اطلاعات ناحیه کرج، بدون ارائه حکم قضایی به محل کار کامران قیصردر فردیس کرج مراجعه کرده و با وجود عدم حضور وی در محل، اقدام به ضبط وسایل شخصی و بازداشت کارفرمای وی نمودند. در ضمن نامبرده را در 15 آبان ماه جهت بازجویی به دادسرای کرج احضار کردند. در روز بازجویی، این شهروند بهایی بازداشت شد ودو روز بعد در 17 آبان ماه مامورین امنیتی به همراه وی به منزلش رفته و با ایجاد رعب و وحشت اقدام به بازرسی منزل و نیز ضبط وسایل شخصی و مربوط به دیانت بهایی نمودند. پس از آن نیز به منزل پدر همسر وی  یورش برده و منزلشان را مورد بازرسی قرار دادند و مطابق معمول تصاویر و کتب مربوط به دیانت بهایی و برخی وسایل شخصی آنها را ضبط کردند. 
تا کنون از محل نگهداری کامران قیصر و وضعیت جسمانی او اطلاعی در دست نیست.

پنجشنبه، آبان ۴

3 سال حبس برای پیرمرد 85 ساله بهایی در بیرجند



خردسال و سالخورده نمی شناسد؛ جنوب و شمال و شهر و روستا هم همینطور؛ زمانی که می وزد همه چیز را در می شکند این تندباد بیداد؛ حتی محمد حسین نخعی 85 ساله را نیز بی نصیب نمی گذارد. این شهروند بهایی روستای خوسف به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در جامعه بهایی به گذراندن 3 سال حبس محکوم شده است.
محمد حسین نخعی در اردیبهشت ماه سال 91 در بیرجند توسط نیروهای امنیتی این شهرستان دستگیر و به زندان بیرجند منتقل شد. وی از آن زمان تا کنون در حبس به سر می برد و با اعلام حکم 3 سال حبس تعزیری توسط دادگاه انقلاب بیرجند، در حال گذران محکومیتش است. او پیشتر در دهه شصت به اتهام مشابه اعتقاد به دیانت بهایی، 5 سال در زندان شهرستان گنبد، به سر برده است. 
این در حالی ست که حکومت ایران، مدعی ست که اقلیتهای دینی ایران در نهایت آزادی به سر می برند و از تمام حقوق خویش برخوردارند. بهاییان بزرگترین اقلیت دینی ایران را تشکیل می دهند و از حقوق شهروندی خود بی بهره اند. اتهامی با عنوان " عضویت در جامعه بهایی" خط بطلان پررنگی ست بر تمام ادعاهای دروغین ایران که "هیچ فردی به علت اعتقاد دینی اش بازداشت نمی شود و از حقوقش محروم نمی گردد".



آزادی شهناز رنجبر به قید وثیقه


 شهناز رنجبر از شهروندان بهایی ساکن قائم شهر که در بند عمومی زندان این شهر بازداشت بوده است در روز سه شنبه 2 آبان با قید وثیقه ی 30 میلیون تومانی آزاد شد.

نامبرده در تاریخ 9 مهر سال جاری توسط اداره ی اطلاعات بازداشت و به زندان قائم شهر منتقل شده بود.

دستگیری های گسترده شهروندان بهایی در گرگان و مینو دشت



این طوفان بیداد نه سر باز ایستادن دارد و نه پای در کشیدن؛ هر روز دامنه خویش را بر این مرز و بوم بیشتر می گستراند و این بار یورش خویش را بر شهروندان بهایی استان گلستان افکنده است.
در صبحگاه روز چهارشنبه 26 مهر ماه، مامورین اطلاعات استان گلستان به منازل 24 تن از شهروندان بهایی گرگان و مینو دشت یورش برده و 17 تن از ایشان را دستگیر کردند. بنا به گزارش خبرگزاری هرانا، ورود این مامورین امنیتی به منازل بهاییان با عناورین جعلی مانند مامور پست یا همسایه صورت گرفته است و نیز هیچ یک از مامورین مجوز و حکم قضایی و یا دادستانی برای ورود به منازل و دستگیری این شهروندان را در دست نداشته اند.
مامورین امنیتی استان گلستان پس از تفتیش منازل این افراد و توقیف کامپیوترها، کتب و تصاویر مربوط به آیین بهایی، اقدام به دستگیری  فرهاد فهندژ، شیدا قدوسی، پونه ثنایی، هوشمند دهقان، کمال کاشانی، فرح دهقان، فره‌مند ثنایی، فرح ثنایی (همسر فره‌مند)، پریوش فناییان، نوید معلمی، کاملیا بیدلیان (همسر نوید معلم)، نازی تحقیقی (خلخی)، بهنام حسنی، سودابه مهدی‌نژاد (مودت)، شهرام جذبانی، شهره صمیمی (همسر شهرام جذبانی) و حنا عقیقیان نمودند.
علاوه بر این 17 نفر، 7 منزل دیگر نیز مورد یورش و بازرسی قرار گرفته است و صاحبان خانه ها مجبور به دادن تعهد شده اند که در صورت احضار به اداره اطلاعات محل، خود را معرفی نمایند. هنوز از محل نگهداری این شهروندان اطلاعی در دست نیست. 



سه‌شنبه، مهر ۱۱

احضار و دستگیری شهناز رنجبر، شهروند بهایی قائم شهر

در ادامه دستگیری های شهروندان بهایی در سراسر ایران، شهناز رنجبر، شهروند بهایی ساکن قائم شهر احضار و بازداشت شد.
شهناز رنجبر در 9 مهرماه 91 به دفتر اطلاعات قائم شهر احضار و  در همان روز زندانی شد. بعد از پی گیری 
همسرش ( پرویز اولادی)،  بازجوی پرونده به وی اعلام کرد که از آنجایی که خانم شما حاضر به همکاری نیست بنا به تشخیص  قاضی به زندان منتقل شده است. بر اثر پافشاری  پرویزاولادی در مورد اتهام همسرش، به وی گفته شد که جرم شهناز رنجبر  اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ ضد نظام است. همچنین بازپرس پرونده در این مورد که قرار بازداشت را برای چه مدت صادر کرده، سکوت نموده و پاسخ شفافی نداده است.
 بعد از پی گیری های مکرر مشخص شد که  شهناز رنجبر فعلا در بند عمومی زندان قائم شهر به  سر می برد. این در حالی است که پیشتر منزل این شهروند بهایی در تاریخ 9 مرداد مورد تفتیش قرار گرفته بود. در این بازرسی تمامی کتاب ها و تصاویر مربوط به آیین بهایی به همراه سی دی ها و کاست های دیگر و کیس کامپیوتر ضبط شده بود.  متاسفانه این بازرسی و تفتیش با توهین فراوان ماموران اطلاعات و استفاده از الفاظ ناشایست از طرف آن ها همراه بوده است.
لازم به ذکر است که  شهناز رنجبر پیش از این در خرداد 89 به مدت سه هفته در بازداشت گاه انفرادی شهر ساری محبوس  و بعد از آن طبق رای دادگاه انقلاب به پرداخت مبلغ چهارصد هزار تومان جزای نقدی محکوم شده بود. اتهام نامبرده در آن زمان اقدام علیه امنیت ملی و همکاری با خانم شیرین عبادی عنوان شده بود."

پنجشنبه، مهر ۶

بازداشت نوا و نیکا خلوصی از شهرواندن بهایی مشهد

صبح روز پنجشنبه 5 مهر ماه 91، نیروهای امنیتی مشهد، اقدام به دستگیری نوا و نیکا خلوصی، از شهروندان بهایی مشهد کرده اند. از وضعیت و محل نگهداری این دو جوان خبری در دست نیست. 
* نیکا و نوا خلوصی


ترانه ترابی و زهره نیک آیین با نوزادان خویش راهی زندان سمنان شدند

زهره نیک آیین و ترنه ترابی شهروندان بهایی سمنان به همراه فرزندان شیرخوار خویش در روز اول مهر ماه 91 برای گذران دوران محکومیت خود به زندان سمنان فراخوانده شدند. 
زهره نیک آیین و ترانه ترابی  به علت اعتقاد به دیانت بهایی به ترتیب به 30 ماه و 23 ماه حبس تعزیری محکوم شده اند. این در حالی ست که زهره نیک آیین دارای فرزند 7 ماهه ای به نام رسام و ترانه ترابی نوزاد دوماهه ای به نام بارمان است که مجبورند به همراه مادران خویش این دوران محکومیت را در محیطی بسیار نامناسب از نظر روانی و بهداشتی سپری کنند.
بنا به گزارش خبرگزاری هرانا، بند نسوان سمنان، 70 زن زندانی را بدون تفکیک جرم در خود جای داده است. این زندانیان در مساحتی 50 متر مربع بدون امکانات بهداشتی مناسب آب و غذا به سر می برند و بنابراین برای نوزادان شیرخواره ای که بسیار آسیب پذیرند، محیطی بسیار خطرناک محسوب می شود.
این احکام ناعادلانه که هر روزه از سوی دادگاههای ایران برای شهروندان بهایی سمنان صادر می شود، به منظور تهی نمودن شهرها از وجود بهاییان صورت می گیرد. احکامی که می کوشد تمام ابعاد زندگی این شهروندان بهایی را از اقتصادی تا روانی، فلج نماید تا بدین صورت دولت ایران که نتوانسته است با اعمال زور و کشتار و زندان ایشان را از باور قلبی خویش بازگرداند، این شهروندان بهایی را مجبور به مهاجرت از ایران نماید. استقامت این شهروندان ایرانی بر قساوت و بیداد بیشتر مامورین حکومت می افزاید تا به این ترفند، سیاستهای ناعادلانه و تبعیض آمیز خویش را بر بهاییان تحمیل کنند.   




سه‌شنبه، شهریور ۱۴

تایید حکم 5 سال حبس برای کیوان رحیمیان


شنبه، شهریور ۱۱

وضعیت پیمان کشفی، شهروند بهایی که اخیرا به رجایی شهر منتقل شده است

پس از گذشت 20 ماه از محکومیت پیمان کشفی نجف آبادی به او یک روز هم مرخصی نداده اند. بارها و بارها خود او و خانواده اش درخواست داده اند و  پاسخ مسئولین چنین بوده: او خطرناک است . بازپرس اجازه نمی دهد. پذیرفته نشد. باز هم تقاضا کنید. پیمان کشفی بدلیل حضور در ضیافت 6 نفره در منزل شخصیش گرفتار شده. با 4 سال حکم بدلیلی نا معلوم به اتهامی دروغ و به جرمی ناکرده. همه همکاران، همسایگان، دوستان و آشنایان و همبندیان آزاد شده اش متانت ، آرامش و حسن نیت او را تایید می کنند. چه معاندتی می تواند داشته باشد ؟  به گفته همبندیانش مظلوم ترین زندانی چه خطری می تواند داشته باشد؟ تنها خواست او دعا خواندن در منزل شخصیش بوده . کاش می شد معاندت و خطرناک را از دید مسئولین معنی کرد.
به گفته قاضي باید به اشد مجازات محکوم شود تا عبرتی باشد برای سایر بهائیان تا دعا نخوانند!
پیمان کشفی کتابدار بند 350 اوین بود ، همه را به کتابخوانی تشویق می کرد، خطاطی آموزش می داد و آشپزی می کرد کدامیک از رفتار خالصانه و محبت آمیزش خطرناک است. شاید دوستی خالصانه افرادی که همه به ناحق گرفتار شده اند خطر ناک است و شاید شهروند قانون مدار بی آزار معاند است و شاید ارتباط با خدواند خطری بزرگ محسوب می شود .
شاید به زندان رجائی شهر تبعید شد تا خطر دوستی آنها با همبندانش برطرف شود.بهائیان تنها اقلیتی هستند که اسلام و قرآن و تمام مقدسات آن را قبول دارند و به آن احترام می گذارند. در سیاست مداخله نمی کنند و هدفی جز خدمت به نوع بشر ندارند. اگر کشته شدند اگر خانه هایشان را آتش زدند و از ویرانه هایشان راندند اگر از کار اخراج شدند و اگر حق تحصیلات عالیه نداشتند و اگر در معرض اتهامات، لعن و طعن قرار گرفتند هرگز اندیشه بدی به ذهن راه ندادند، جز تظلم و احقاق حق قانونی که البته به جایی نرسید کاری نکردند. پس چگونه و با چه کسانی معاندت دارند و چه خطری از اذهان پاکشان متوجه دیگران می شود. آیا نداشتن حق عبادت در منزل شخصی شان کمترین حقی نیست که هر فردی می تواند داشته باشد آیا برای ارتباط با خداوند اجازه دادستان لازم است . آیا تعهد ندادن به دعا نخواندن معاندت محسوب می شود؟

شنبه، شهریور ۴

شروع حکم دو ساله لوا خانجانی، شهروند بهایی تهران


لوا خانجانی، شهروند بهایی 26 ساله، روز شنبه 4 شهریور ماه برای اجرای حکم دو ساله خود راهی زندان اوین شد. وی پیشتر در 13 دی ماه 88 به همراه همسر و 8 تن از دیگر شهروندان بهایی خود در تهران دستگیر شد و 50 روز تحت بازجویی و زندان موقت، بدون اجازه ملاقات با خانواده اش قرار گرفت. 
مامورین اطلاعات در 21 بهمن ماه سال 88 پدر وی، علاء الدین خانجانی و برادرش فواد خانجانی را نیز دستگیر کردند. در حال حاضر برادر وی فواد نیز در حال گذراندن حکم ناعادلانه 4 سال حبس تعزیری خود است. وی که پیشتر در زندان اوین نگهداری می شد ، در هفته های اخیر و بدون اطلاع قبلی به همراه تعدادی دیگر از شهروندان بهایی به زندان رجایی شهر منتقل شد.

لوا خانجانی نوه جمال الدین خانجانی از 7 مدیر جامعه بهایی ایران است که بیش از 4 سال پیش دستگیر و به تحمل 20 سال حبس محکوم شده است. این محکومیت در شرایطی صورت می گیرد که نامبرده بیش از 80 بهار از عمرش گذشته است.. 

با ورود لوا به بند زنان زندان اوین، تعداد زندانیان زن بهایی در این بند به 6 نفر می رسد. در حال حاضر، فریبا کمال آبادی (طائفی)، مهوش شهریاری (ثابت)، نوشین خادم، فاران حسامی (رحیمیان)، منیژه نصراللهی (منزویان) و لوا خانجانی (مبشر) در زندان اوین نگهداری می شوند. بازداشت این افراد در نهایت بیداد و تنها به علت اعتقادشان به آیین بهایی ست.

بازداشت 5 تن از شهروندان بهایی امدادگر در مناطق زلزله زده آذربایجان شرقی



روز پنجشنبه 2 شهریور ماه، 35 تن از فعالان مدنی که برای امدادرسانی به مناطق زلزله زده در آذربایجان شرقی شتافته بودند، دستگیر شدند. این امدادگران که داوطلبانه برای جمع آوری کمک های مردمی به این مناطق سفر کرده بودند، با یورش نیروهای امنیتی مواجه شده و بازداشت شدند. نوید خانجانی، شایان وحدتی، میثاق افشار، فرید روحانی و واحد خلوصی 5 تن از این امدادگران و از شهروندان بهایی و نیز از اعضای جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی بوده اند.
با وجود آزاد کردن تعدادی از این 35 نفر و نیز میثاق افشار به قید وثیقه 5 میلیار ریالی، هنوز خبری از آزادی 4 تن دیگر از این شهروند بهایی وجود ندارد.

چهارشنبه، مرداد ۱۸

اعلام احکام و نیز شروع حکم چند شهروند بهایی سمنان





در ادامه دشوارترکردن روزافزاون شرایط زندگی بر شهروندان بهایی سمنان، حکم ندا مجیدی( قربانی ) و نیز نادر کسایی اعلام شد. بر اساس این احکام ندا مجیدی (قربانی)، از شهروندان بهایی سنگسرسمنان در دادگاه بدوی به پرداخت 40میلیون ریال محکوم شده است. نامبرده  در آذر ماه سال گذشته (1390) در حالیکه باردار بوده حدود 1 ماه به ستاد خبری اطلاعات سمنان احضارشده و مورد بازجویی قرار گرفته است.


نادر کسایی از دیگر شهروندان بهایی سمنان  نیز در دادگاه بدوی به 1 سال حبس تعزیری محکوم شده است . وی در اسفند 89 بازداشت ودر فروردین سال بعد با قید وثیقه آزاد شد. قاضی مربوطه در دادگاه بدوی وی را به 3 سال حبس تعزیری محکوم کرد و این حکم در در دادگاه تجدید نظر تایید شد و3 ماه از حکم خود را در زندان سمنان گذراند که در دیوان عالی کشور توقف حکم برایش صادر شد. نادر کسایی با قید وثیقه آزاد شد ومجددا در دادگاه بدوی پرونده مورد بررسی قرار گرفت  که دادگاه به 1 سال حبس تعزیری حکم داد. شایان ذکر است که همسر ایشان خانم شهره اعظمی  نیز به 8 ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

به علاوه حکم 1 ساله آقای گودرز بیدقی از شهروندان بهایی سنگسر سمنان در تاریخ دوشنبه 26 تیر ماه  نیز اجرا شد . قابل ذکر است نامبرده در دهه 60 نیز به خاطر اعتقاد به دیانت بهایی مدتی را در زندان سپری نمودند . اکنون دختر وی روفیا بیدقی نیز مدت 2 ماه است که در حال سپری نمودن حکم 1 ساله خود در زندان سمنان می باشد و چندی ست به همراه ژینوس نورانی از دیگر زندانیان زن جوان بهایی سمنان ممنوع الملاقات شده است.

* تصویر متعلق است به گودرز بیدقی

یک سال حبس تعزیری برای عرفان احسانی شهروند بهایی سمنان






عرفان احسانی از شهروندان بهایی سنگسر سمنان در دادگاه بدوی به 1 سال حبس تعزیری محکوم شد . اتهام وی تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی بوده است. همسر وی ترانه ترابی نیز به 20 ماه حبس تعزیری محکوم شده است . آنها دارای کودکی 1 ماهه می باشند. بارمان یک ماهه به علت یورش نیروهای امنیتی در ماههای آخر بارداری ترانه، یک ماه زودتر به دنیا آمده است و نیاز به رسیدگی های ویژه و بیشتری از سوی والدین خود دارد. این در حالی ست که مامورین اطلاعات سمنان، مادر این فرزند را برای اجرای حکم به زندان سمنان فرا خوانده اند و نیز زندان سمنان از نظر استاندارد بهداشتی و امکانات پزشکی و نیز تغذیه بسیار ضعیف است و نوزاد زودرس حساس نمی تواند در آن شرایط همراه مادر خود به زندان برود.
تمام این رنجهای بیدادگرانه بر شهروندان بهایی تنها به علت اعتقاد مذهبیشان در کشور ایران بر ایشان می رود. قصد مسئولین کشور چونان که خود نیز به صراحت به بهاییان در سراسر ایران می گویند، مجبور کردن ایشان به ترک سرزمینشان است. وقتی پس از سالها کشتار و زندان و فشار اقتصادی و ممانعت فرهنگی و شغلی، همچنان بهاییان بر اعتقاد خود استوارند، سیاست دولت ایران بر کوچ اجباری این بزرگترین اقلیت مذهبی ایران زمین تعلق گرفته و بنابراین به غیر انسانی ترین روشها برای اخراج این شهروندان ایرانی از این مرز و بوم کمر بسته اند. حتی نوزادان و نیز استخوانهای پوسیده مردگان نیز از دست وزبان ایشان در امان نیستند و چه دورند و غریب از وصیت پیامبر اسلام که به نام او حکم می رانند : "مسلمان کسی ست که دیگران از دست و زبانش در امان باشند"!!

* تصویر سمت راست: بارمان یک ماهه
تصویر سمت چپ :عرفان احسانی و همسرش ترانه ترابی (والدین بارمان)


یورش به منازل سه تن از شهروندان بهایی در قائمشهر


    در ادامه اوج گرفتن موج آزار و اذیت شهروندان بهایی در سراسر ایران، در 9 مرداد ماه 91، منازل سه تن از شهروندان بهایی قائم شهر مورد یورش و تفتیش نیروهای امنیتی این شهرستان قرار گرفت.
در این تاریخ مامورین اطلاعات  به منازل سه تن از بهائیان قائمشهر به نامهای حسین فنائیان، شهناز رنجبر (اولادی) و ذکرالله بابایی یورش برده و اقدام به تفتیش منازل آنها و جمع‌آوری کتابها و عکسهای مربوط به دیانت بهائی و کیس کامپیوتر و لپ‌تاپ نمودند . 
قابل ذکر است که حسین فنائیان در سالهای پس از انقلاب  به دفعات  زندانی و بازداشت و تبعید شده است و همسر و دختر ایشان هم در سال 87 بازداشت و به پرداخت جریمه‌ی نقدی محکوم شدند و این بار پنجم است که منزل آنها مورد بازرسی قرار گرفته است . همچنین شهناز رنجبر (اولادی) نیز در سال 89 بازداشت شده و پس از گذراندن دوران بازداشت موقت در دادگاه نهایی تبرئه شد و این بار دوم است که از سال 89 منزلشان مورد بازرسی قرار گرفته است . این در حالی ست که پریسا بابایی فرزند ذکرالله بابایی در سال 90 پس از تفتیش منزل بازداشت شده و به دو سال حبس تعلیقی محکوم شده است


چهارشنبه، مرداد ۱۱

دستگیری های گسترده شهروندان بهایی در اصفهان، یزد و اراک


در طی روز 11 مرداد ماه، بیش از 10 نفر از شهروندان بهایی در اصفهان، یزد و اراک توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. به گزارش جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، شهرام اشراقی، ساسان حقیری، آقای نقی پور، آذر پورخرسند در اصفهان، خسرودهقانی، نغمه فارابی و ویدا پروینی در ویلا شهر ( از شهرهای استان اصفهان) و طاهره رضایی در شاهین شهر اصفهان دستگیر شده اند.
شهروندان بهایی دستگیر شده در یزد نیز فریبرز باغی، فرحناز رستمی، ایمان رشیدی، فرید اشتری و ناطق نعیمی می باشند. در ضمن شهرام فلاح از شهروندان بهایی کرمان نیز در 10 مرداد ماه 91 توسط نیروهای امنیتی در یزد دستگیر شد ولی منزلش در کرمان نیز در همان روز مورد یورش و تفتیش نیروهای امنیتی کرمان قرار گرفت. کامپیوتر، تلفن همراه، کتب و عکسهای مذهبی و نیز برخی وسایل شخصی وی نیز ضبط شد. علاوه بر این تعدادی نیز در شهرستان اراک بازداشت شده اند که در آن میان نوید حقیقی به چشم می خورد.
سیل دستگیری های شهروندان بهایی اگر چه مدت هاست فزونی گرفته ولی به طور خاص از ماه گذشته اوج بیشتری یافته است. دستگیری نزدیک به 20 تن از شهروندان بهایی در شیراز، تهران، مشهد و یزد در تیر ماه گذشته و نیز یورش به منازل بیشتری از شهروندان بهایی، نشان از افزایش چشمگیر فشار و آزار دولت ایران بر این بزرگترین اقلیت مذهبی ایران است.

* تصاویر: بالا: نوید حقیقی (اراک)
پایین از راست به چپ: ساسان حقیری، خسرو دهقانی و شهرام اشراقی
 

دوشنبه، مرداد ۹

مرخصی سه روزه برای رامین زیبایی

پس از 15 ماه برای سه روز اجازه دیدار و به آغوش کشیدن خانواده و دوستانش را یافت. 15 ماه در میهمانی میله های آهنین دل اوین و رجایی شهر به جرم آموزش، به اتهام زانو نزدن در برابر بی دانشی و وا پس گرایی فرهنگی. این جرمی ست که رامین زیبایی را برای 4 سال در میهن خویش به زندان افکنده است.

این شهروند بهایی در اول خرداد ماه 1390 به همراه 15 شهروند بهایی دیگر دستگیر شد و بدون حتی یک روز آزادی موقت، دوران محکومیت چهار ساله اش را ابتدا در اوین و آنگاه در رجایی شهر آغاز کرد. علت دستگیری او و همکارانش، تدریس در دانشگاه علمی بهاییان ایران است. دانشگاهی یکتا در تمام دنیا که دانشجویانش به جای آنکه خاطراتی در گوشه و کنار سنگ و آجرهای ساختمان و کلاسهایش داشته باشند، نقشهای دانش و یاد بر تار و پود قلب و جانشان می بافند و به خاطر می سپارند. دانشگاهی که کلاسهایش در خانه هایشان است و استادانشان شوقی بی توصیف در آموزش و پیشرفت دانشجویانشان داشته و دارند. 

رامین زیبایی هم یکی از این اساتید بود که در برابر تبعیض تحصیلی حکومت ایران برای جوانان بهایی، سر فرو نیفکند. خود در این دانشگاه آموخته بود و خود نیز می آموخت. 

پس از انقلاب فرهنگی 59، تمام اساتید و دانشجویان بهایی از دانشگاه اخراج شدند. زان پس نیز بهاییان اجازه ورود به دانشگاههای ایران را نیافتند. شورای انقلاب فرهنگی طی بیانیه ای به مسئولین امور اعلام کرد که " برخورد نظام با آنان باید طوری باشد که راه ترقی و توسعه آنان مسدود شود " این مصوبه مورد تایید و امضای آیت الله خامنه ای قرار گرفت. در مقدمه این گزارش ذکر شد که تصمیمات مزبور، با عنایت به مفاد قانون اساسی جمهوری اسلامی و مسائل شرعی و قانونی و سیاست های عمومی کشور مورد مذاکره و مداقه و اعلام نظر واقع گردیده و در راستای اوامر مقام عظیم الشان رهبری جمهوری اسلامی است ".
تمام سنگ آسیاب تلاشهای حکومت ایران پس از انقلاب فرهنگی علاوه بر ایجاد خفقانهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گوناگون، بر این محور می گردید که جامعه بهایی را تبدیل به افراد از هم گسسته ای سازد که نه تنها از پس تامین نیازهای ابتدایی حیاتی خویش بر نیایند، بلکه از نظر اجتماعی و فرهنگی چونان وا پس روند که توان تعامل با سایر گروههای اجتماعی ایرانیان را نداشته باشند و در نتیجه از تاثیر گذاری و بیان خویش باز مانند و جای آنکه افرادی مفید در اجتماع خویش باشند به افرادی منفعل، منزوی و افسرده بدل شوند. 

دانشگاه بهاییان ایران که به صورت غیر رسمی و با فداکاریهای شایسته بسیاری از شهروندان بهایی سر برافراشت و سعی می کرد، بنیه فرهنگی و علمی جوانان بهایی ایران را که از حق طبیعی تحصیل در کشور خود محروم بودند، جبران کند، بارها مورد یورش نیروهای امنیتی ایران قرار گرفت. این مقاومت سازنده جامعه بهایی که خشونت و تبعیض را با آرامش و سازندگی پاسخ می داد، بی گمان به مذاق حاکمان ایران خوش نمی آمد و بار دیگر این مسئولین، در اول خرداد ماه 90 اقدام به یورش به این دانشگاه نمودند. استادان و مدیرانش را دستگیر کردند و 40 خانه را در سراسر ایران مورد حمله و تفتیش قرار دادند. همکاران و برخی دانشجویانش را بارها مورد تهدید و بازجویی های پیاپی قراردادند و با شدید ترین قوا کوشش در ریشه کنی آن نمودند تا بلکه بتوانند، ریشه دانش را که در اعتقاد بهاییان تنیده است و تفکیک ناپذیر، بخشکانند ولی هیهات که عاجز ماندند .
رامین زیبایی هم یکی از این همکاران است که به جرم این مقاوت سازنده صلح جویانه محکوم به زندان است ولی می داند و می بالد که در پس این دیوارهای سخت گنگ، جوانه های امید و پیشرفت جوانان این مرز و بوم در حال شکوفایی ست.  

شنبه، مرداد ۷

فراخواندن دو مادر بهایی با فرزندان شیرخواره به زندان سمنان: ترانه ترابی و زهره نیک آیین


 
دو نفر دیگر فراخوانده شدند به زندان؛ نه بیش از دو نفر و شاید دادن اعداد تنها واقعیت را مه آلود کند. دو شیرخواره یا دو مادر یا دو خانواده یا هزاران دل یا بهتر است هیچ از عددها نگوییم. گاه اعداد تنها رنج و بیداد را به آمار مبدل می کنند.
ترانه ترابی، شهروند بهایی سمنان با داشتن فرزند شیرخواره یک ماهه زودرس باید 20 ماه را در زندان سمنان سپری کند؛ تنها به جرم اعتقادش به باوری متفاوت. همسر وی عرفان احسانی در اواخر دوران بارداریش بازداشت شد و او نیز منتظر اعلام حکم خویش است. بارمان این نوزاد یک ماهه که از دنیایی بی رنگ و پاک به این دنیای آلوده و پر بیداد ما قدم گذارده، محکوم است 20 ماه را در زندان سمنان سپری کند و یا از مادرش جدا بماند.
هم زمان زهره نیک آیین از دیگر زنان بهایی سمنان با وجود داشتن نوزادی 5 ماهه به نام رسام برای گذران 23 ماه حبس تعزیریش به زندان سمنان فراخوانده شده است. 
به گزارش خبرگزاری هرانا، شرایط زندان سمنان برای کودکان بسیار نامناسب است و زندانیان از کمبود امکانات بهداشتی و تغذیه و نیز محل نگهداری رنج می برند.

* تصویر سمت راست متعلق است به رسام پنج ماهه فرزند زهره نیک آیین
تصویر سمت چپ متعلق است به بارمان یک ماهه فرزند ترانه ترابی و عرفان احسانی





دو شهروند بهایی دیگر در ادامه حملات گسترده نیروهای امنیتی به منزل بهاییان بازداشت شدند. شمیم نعیمی فرزند عادل و الهام نعیمی که 20 روز پیش به همراه تعدادی از میهمانان هویش بازداشت شده بودند، در روز دو شنبه 2 مرداد ماه بازداشت شد. این شهروند بهایی پیشتر چندین بار مورد بازجویی قرار گرفته بود. به گزارش جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، بازداشت وی در پی مراجعه اش به دادسرای شهید مقدس واقع در زندان اوین صورت گرفته است.
در همین روز ناهید زهرایی از دیگر شهروندان بهایی تهران و همسر امیر مزیدی نیز که در 21 تیر ماه دستگیر شده بود، با یورش مجدد نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد.
با بازداشت این دو شهروند بهایی، شمار بازداشت شدگان در 20 روز گذشته به 19 نفر رسید که 14 نفر ایشان در تهران، سه نفر در مشهد و 2 نفر در شیراز بوده اند.
قابل ذکر است که با فراخواندن ترانه ترابی و زهره نیک آیین، دو مادر بهایی اهل سمنان و دارای فرزندان شیرخواره یک و شش ماهه، به زندان سمنان، این تعداد به 21 نفر می رسد.


 * تصویر متعلق است به شمیم نعیمی

تلاش مامورین اجرای احکام برای بازداشت بشیر احسانی

در ادامه موج بازداشتهای اخیر شهروندان بهایی، مامورین امنیتی در صبحگاه روز  چهارشنبه 4 مرداد ماه، به منزل بشیر احسانی یورش برده و قصد بازداشت او را داشته اند ولی به علت عدم حضور او در منزل قادر به  دستگیری وی نشده اند. این شهروند بهایی که در زمینه حق تحصیل و حقوق کودکان نیز فعال بوده است و نیز یکی از اعضای جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، پیشتر در شعبه 26 دادگاه انقلاب به تحمل 5 سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به دو سال حبس تعزیری تقلیل یافت و سه سال آن به مدت 5 سال به تعلیق درآمد.
به گزارش جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، این دومین بار است که مامورین امنیتی در یک ماه گذشته برای دستگیری وی به منزلش مراجعه کرده اند. 
بشیر احسانی پیشتر در 21 بهمن ماه 1388 به همراه تعدادی دیگر از شهروندان بهایی و از جمله مادرش بازداشت شد و مدتی را تحت بازجویی و انفرادی سپری نمود. مامورین اطلاعات پس از آزادی موقت بارها وی را برای بازجویی احضار کرده اند.

چهارشنبه، تیر ۲۸

دستگیری های گسترده و پیاپی شهروندان بهایی در تهران، مشهد و شیراز

در ادامه بازداشتهای گسترده شهروندان بهایی در تهران، شیراز و مشهد، تعدادی دیگر بازداشت شدند. 
نیروهای امنیتی در تهران، مشهد و شیراز، یورش گسترده ای را از شامگاه 20 تیرماه به منازل بهاییان این شهرها و دستگیری این شهروندان ایرانی آغاز کردند که طی آن تا کنون 12 شهروند بهایی در تهران، سه نفر در مشهد و دو نفر دیگر در شیراز بازداشت شدند. از محل نگهداری این افراد و اتهامات برساخته ایشان خبرچندانی در دست نیست. 

به گزارش جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، امیر مقامی فرد، امیر مزیدی، سارنگ اتحادی، نسیم اشرفی (اتحادی)، عادل نعیمی ، الهام فراهانی (نعیمی)، شهاب دهقانی، شمیس مهاجر (دهقانی) ، میعاد افشار و ژینوس رحیمی در هجومی تقریبا همزمان در تهران در شامگاه 20 تیر ماه و بامداد 21 تیر ماه دستگیر شدند. درحالیکه در روز 25 تیر ماه فاران حسامی از دیگر شهروندان بهایی که پیشتر به علت همکاری با دانشگاه علمی بهاییان به تحمل 4 سال حبس محکوم شده بود، بدون اعلام قبلی شروع حکم و به طور ناگهان دستگیر  و دوران چهارساله محکومیتش آغاز گردید. چند روز پیش از این یورشها عزیز سمندری از دیگر شهروندان بهایی که در انتظار گذران حکم 5 ساله خویش بود بدون هیچ اطلاع قبلی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. 

به گزارش خبرگزاری هرانا، یورش این مامورین امنیتی در مواردی بدون حکم و با شکستن در منازل و دفاتر کار این افراد و همراه با هتاکی و بی احترامی به این افراد بوده است. منازل و دفاتر کار مورد تفتیش قرار گرفته است و وسایل شخصی مانند تلفن همراه، لپ تاپ، قباله ازدواج، اسناد ملکی و مالی، مدارک شناسایی، چک های بانکی و آلبومهای خانوادگی ضبط شده اند.
افزون بر این مامورین اطلاعات مشهد به منازل سه تن از شهروندان بهایی این شهرستان به نامهای خشایار تفضلی، شایان تفضلی و سینا اقدس زاده یورش برده و علاوه بر تفتیش منازل ایشان اقدام به بازداشت این شهروندان بهایی نمودند.

چند روز بعد در 24 تیر ماه منازل حمید اسلامی و رحمان وفایی در شیراز مورد یورش نیروهای امنیتی شیراز قرار گرفت  و این دو شهروند بهایی دستگیر شده و پس از تفتیش منازل و ضبط وسایلشان به بازداشتگاه اداره اطلاعات یا پلاک 100 شیراز منتقل شده اند.

نگاه کن که دندانهایت چگونه وقت جویدن سرود میخوانند وچشمهایت وقت خیره شدنمی درند...

این متن توسط اندیشه جعفری در ارتباط با دستگیری و حکم ناعادلانه فاران حسامی نگاشته شده است.:


هوالله به نام خدا به نام آزادی

آقای قاضی صلواتی، این شعر جانانه "فروغ فرخزاد" را با تمام احساسات انسانی ام به شما وهمکاران دیگرتان در شعبه های26 و28 آقایان پیرعباس و مقیسه تقدیم میکنم.
تا حالا در آینه به خود نگاه کرده اید؟ تا به حال به حرفهایی که از دهانتان خارج می شود فکر کرده اید؟ حداقل قبل از این که بر زبان حکمی برانید، حسابتان با وجدانتان چه نتیجه ای از پی داشته است؟ شبها که سر بر بالش می گذارید، راحت به خواب می روید؟ بر مسند قضاوت که تکیه می کنید، واقعا خیال می کنید کسی که مقابل تان نشسته است، چه کسی است؟ یک مخل امنیت کشور؟ یک تبلیغ کننده علیه نظام؟ یک اقدام کننده علیه امنیت ملی؟ ... ممکن است از کسی که مقابلتان قرار گرفته است بترسید؟ یا نگرانید که متهمی که قرار است شما به مجرم تبدیلش کنید، واقعا آرامش شما را در هم بشکند؟ آیا امنیت شما در ازای به بند کشیدن به اصطلاح، مجرمین امنیتی تامین میشود؟ می دانید قضاوت من در مورد شما چیست؟
شما به کلمات فکر نمی کنید، آنها را بالا می آورید و می جوید، شما ترسهایتان را در پس کلماتی که بالا آورده اید به بیرون میریزد، و چون کلمات و ترسهای آن را ، روی خودتان بالا می آورید، دوباره آنها را می خورید و باز هم می ترسید واز این ترسهای معیوب تمام ناشدنی رنج میبرید و حکم های ناعادلانه تان هم این ترسهای تمام ناشدنی تان را به آرامش بدل نمی کند.میدانید تمام متهمان به مجرم تبدیل شده تان پس از اتمام بیدادگاهتان یا به قول شما دادگاهتان، به شما وهمکارانتان می خندند، همه از ترس شما خبر دارند غیر از خودتان.
حتی "آرتین رحیمیان" در آستانه سه سالگی اش هم این را می داند، کسی حالا مادر او "فاران حسامی" را نیز، "علاوه برپدرش "کامران رحیمیان"  به بند کشیده اید،"علی وکیانا رحمانی " فرزندان "نرگس محمدی" نیز این را به خوبی درک میکنند که شما وهمکارانتان ترسیده اید، حتی "نیما خندان" فرزند کوچک "نسرین ستوده" نیز این موضوع را به خوبی درک میکند، همان کسی که برای خواهر12ساله اش "مهراوه خندان" نیز حکم منع خروج از کشور داده اید...
به هر حال اگر روزی تصمیم گرفتید که راهبرد دیگری غیر از احکام ناعادلانه ای که صادرمیکنید،برای مقابله با ترسهایتان  انتخاب کنید، این را بدانید که آنهایی که در بند احکام بیدادگاهتان هستند، تنها جسمشان را به بند کشیده اید وذهنشان هرگز در بند شما نبوده ونیست، جریان ذهن آنها همچنان آگاهانه فعال است و تمام احساسات انسانی را درک می کند، حتی ترس تمام ناشدنی شما وهمکارانتان را... واین را هم مطمئن باشید که همانطور که نام همه دربندان شما اعم از بهایی ومسلمان وکمونیست و فمنیست در کنار هم قرار گرفته است چه در داخل بند و چه در فضای جامعه ای که شما تلاش کرده اید با سم پاشی های بی حد وحصرتان، جنگ وجدایی ایجاد کنید، همه در کنارهمند و برپایه اصول انسانی که فصل مشترک تمام ادیان ومکاتب الهی اعم ازآیین مسیحی، آیین اسلام وآیین بهایی و...غیر الهی اعم از کمونیسم،فمنیسم و... است، یکدیگر را درک میکنند ومی پذیرند و اتحاد آنها ناگسستنی است. اگر روزی شما هم اصول انسانی را سرلوحه زندگی تان قرار دادید، چه بسا شما هم در جمع ما پذیرفته شدید، کم نبودند افرادی که اشتباهشان را پذیرفتند وبه ما پیوستند، تا فرصت هست راهبرد دیگری برای ترسهایتان جستجو کنید، شاید سرود دندانهایتان نیز پایان گرفت...

یکشنبه، تیر ۲۵

دستگیری فاران حسامی، شهروند بهایی تهران

آرتین 3 ساله امروز آغوش مادرش را نیز از دست داد. 10 ماه پیش پدرش کامران رحیمیان به جرم تدریس در دانشگاه علمی بهایی، دستگیر و بدون حتی مرخصی موقت به 4 سال حبس محکوم شد و اینک مادرش فاران حسامی امروز 25 تیرماه برای گذران 4 سال زندان به جرم مشابه همسرش، بازداشت شد و اینک کودکی سه ساله که پدر و مادرش زندانی بیداد و تعصب نادانانی شده که از هرگونه بینش و آگاهی درگریزند.
فاران حسامی، شهروند بهایی، به همراه همسرش کامران رحیمیان در 22 شهریور ماه سال 90 در پی احضار به شعبه 5 دادسرای اوین بازداشت و به تحمل 4 سال حبس تعزیری محکوم شدند. تا کنون فاران حسامی، نگهداری فرزند سه ساله خود را بر عهده داشت ولی حال با دستگیری ناگهانی او این کودک از نعمت برخورداری از پدر و مادر برای چهار سال و در حساسترین سالهای زندگیش، محروم شده است.
این طوفان بیداد تمام خاندان رحیمیان را در بر گرفته است. در شهریور ماه سال 90  کیوان رحیمیان، برادر کامران رحیمیان، نیز بازداشت شد و اخیرا حکم 5 سال حبس تعزیری او نیز توسط دادگاه شعبه 28 تهران اعلان شده است. اتهام او هم همکاری با دانشگاه علمی بهاییان است. نامبرده همسر خویش را در اسفند ماه سال 90 در اثر ابتلا به سرطان از دست داد و تنها دختر 11 ساله اش، ژینا،  نیز با دستگیری پدر بی سرپرست خواهد ماند. در سال 1363، رحیم رحیمیان، پدر کامران و کیوان رحیمیان نیز به علت اعتقاد به دیانت بهایی اعدام شد و این آسیاب ظلم همچنان با خرد کردن عدل و زندگی انسانها می گردد اما رود روان سیاهش چون مرکب، ننگ بیداد بیدادگران را بر صفحات تاریخ ایران رقم می زند.  






چهارشنبه، تیر ۲۱

دستگیری های گسترده شهروندان بهایی در تهران














 شامگاه روز 20 تیر ماه و صبح روز 21 تیر 1391، نیروهای امنیتی تهران به منازل  حداقل 7 تن از شهروندان بهایی، یورش برده و اقدام به دستگیری ایشان نمودند. خانه های سارنگ اتحادی، نسیم اشرفی(اتحادی)،  عادل نعیمی و همسرش الهام فراهانی(نعیمی)، شهاب دهقانی، شمیس مهاجر (دهقانی) و ژینوس رحیمی مورد هجوم این مامورین قرار گرفت و این 7 شهروند بهایی از جمله بازداشت شدگان هستند. به گزارش جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، برخی از این برخوردها، خشن و همراه با ضرب و شتم صورت گرفته است.  


تصاویر بالا راست به چپ: شهاب دهقانی، شمیس مهاجر (دهقانی)، الهام نعیمی، عادل نعیمی* 
تصاویر پایین راست به چپ: سارنگ اتحادی، نسیم اشرفی(اتحادی)، ژینوس رحیمی


دستگیری خشایار و شایان تفضلی و سینا اقدسی زاد

صبح امروز 21 تیرماه 91، نیروهای امنیتی مشهد به منازل خشایار و شایان تفضلی و نیز سینا اقدس زاده یورش برده و اقدام به دستگیری این شهروندان بهایی نموده اند.
پیشتر شایان تفضلی، در روز جمعه ۲۸ بهمن ماه ۹۰ توسط نیروهای امنیتی مشهد بازداشت شد. این دستگیری در پی یورش نیروهای امنیتی به یک نمایشگاه کارهای دستی که توسط نوجوانان بهایی برگزار شده بود، صورت گرفت که در طی آن 8 شهروند بهایی دستگیر شدند. 

شنبه، تیر ۱۷

دستگیری عزیزالله سمندری، شهروند بهایی و تسلسل چرخه بیداد

این چرخه بیداد نسلها را درنوریده؛ اگر 20 سال پیش پدری را از سر سفره خانواده ای به یغما بردند و خون به جگر همسر و پدر و مادر و کودکانش کردند، امروز پسر برومندش را زنجیر بر دست می زنند و بی گناه به زندان می افکنند.
عزیز الله سمندری برگی از این کتاب حکایت و دفتر روایت بیداد هاست. این شهروند بهایی که توسط شعبه 28 دادگاه انقلاب به 5 سال حبس محکوم شده بود، ظهر امروز برای اجرای حکمش بازداشت شد. مامورین دادسرای شهید مقدس اوین مسئول دستگیری وی بوده اند و از محل نگهداریش تا کنون اطلاعی در دست نیست. 
20 سال پیش  در روزهای پایانی  اسفند ماه 1370، پدر وی، بهمن سمندری، را به اتهام اعتقاد به دیانت بهایی، در همین زندان اوین اعدام کردند و عید آن سال و سالهای بعدشان را به عزا نشاندند. و اینک پسر جوانش را دستگیر کردند. دستگیری کامران رحیمیان و اعلام 5 سال حکم زندان برای کیوان رحیمیان، در تهران و 5 سال زندانی جلایر وحدت و 2 سال حبس هومن بختاور در زندان مشهد تنها نمونه هایی از این چرخه بیداد است که نسلها را از گزندش بی نصیب نمی گذارد.  پسرانی که پدرانشان را در سالهای پیش به جرم اعتقاد متفاوت به جبر از ایشان ستاندند.
* تصویر عزیزالله سمندری. عکس روی دیوار تصویر بهمن سمندری پدر اوست که در سال 1370 در  زندان اوین به علت اعتقاد به دیانت بهایی اعدام شد. 

دوشنبه، تیر ۱۲

محکومیت ثمین احسانی، شهروند بهایی تهران به 5 سال حبس


ثمین احسانی ، شهروند بهایی و فعال حقوق کودک که در تهران ساکن است، به تحمل  5 سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم توسط قاضی مقیسه و از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران صادر شده و  در روز 11 تیر ماه سال 91 به وکیل او ابلاغ گردیده است. پیشتر، این فعال حقوق کودک در دادگاهی در 20 خرداد ماه سال جاری محاکمه شده است.

احکام نهایی چند تن از شهروندان بهایی سمنان



پیرو اعلان رای دادگاه تجدید نظر سمنان، رای نهایی الهام روزبهی و ترانه ترابی اعلام شد. بر اساس این رای، الهام روزبهی به تحمل 24 ماه حبس تعزیری محکوم شده است؛ وی در دادگاه بدوی به 3 سال حبس تعزیری محکوم شده بود. قابل ذکر است که این شهروند بهایی دارای نوزادی 9 ماهه است.
افزون بر این، ترانه ترابی از دیگر شهروندان بهایی سمنان در دادگاه بدوی به تحمل 5 سال و 10 ماه حبس محکوم شده بود، که این رای در دادگاه تجدید نظر به 10 ماه حبس تعزیری تقلیل یافته است. وی دارای نوزادی 14 روزه است. این در حالی ست که همسر ترانه ترابی، عرفان احسانی نیز چندی پیش بازداشت شده است و دادگاه وی در 7 خرداد ماه 91 برگزار گردید. این شهروند به اتهام "تبلیغ علیه نظام" و نیز "تبلیغ بهاییت" محکوم شده است.

 
* تصویر متعلق است به ترانه ترابی

.

جمعه، تیر ۹

کامران رحیمیان را از یاد نمی بریم!



دستهایش را در هم گره کرده بود و ساعت بزرگ روی دست راستش نظرم را جلب کرد. بعد نگاهش به دورها از پشت عینکی بدون دور. بعد به یاد آوردم در آخرین روزهای تابستان سال پیش چگونه این ساعت بزرگ و عینک را با خشونت از او ستاندند و جای پیراهن چهارخانه اش، لباسی راه راه به تنش کردند وبعد در یک اتاق انفرادی جایش دادند. باز هم از او پرسیدند؛ اما نه درباره " ارتباط بدون خشونت" و " زبان زندگی"* بلکه با زبانی که خشونت را زندگی می کرد. بارها بعد از آن روز با او مصاحبه کردند، در چهاردیواری ای که رنگهای زندگی در گوشه و کنارش جان می دادند. فقط این بار مصاحبه کننده ها در پی درک حقیقت نبودند، به دنبال شنیدن طنین آواهای از پیش حفظ کرده خود بودند و چون نشنیدند، چهار بار بر میز کوبیدند و 4 سالش از همان روز شروع شد.

امروز عکس کامران رحیمیان  را در صفحه کمیته دانشجویان ودانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران دیدم و این آویز را که :"کامران رحیمیان را از یاد نمی بریم" و بعد شناسنامه کوچکی از زندگی چهل و سه ساله اش. از کارهای پربارش در این سالهای محرومیت و حکم ناعادلانه چهار سال حبس؛ با اتهامات "عضویت در جامعه بهایی ایران" و "اجتماع و تبانی بر قصد به هم زدن امنیت ملی". کامران رحیمیان و فاران حسامی، همسرش، در این اتهامات و حکم دادگاه همراه هم بودند؛ دو همراهی که پیشتر دانش آموخته روانشناسی در دانشگاه علمی بهاییان بودند  و بعدها نیزهر دو رشته کارشناسی ارشد مشاوره آموزشی را در دانشگاه اتاوای کانادا به اتمام رساندند.


کامران در مصاحبه های تلویزیونی و نیز مجلات و روزنامه ها دعوت می شد؛ البته تا آن زمان که سخنی از اعتقاد و باور به میان نیامده بود . یکی از مصاحبه هایش در روزنامه شرق به تاریخ دهم تیر ماه سال 89 چاپ شد: " منتقد دشمن نیست". اما نگاه دشمن تراش، از هر اندیشه و فکری دشمن می تراشد، بزرگش می کند، چهره ای اهریمن آسا از او ترسیم می کند و بعد هم می بردش دادگاه برای اسیر کردن اندیشه و کلام و فکرش.

این نگاه دشمن تراش چشم دیدن این دستهای پر تحرک، این اندیشه باز و کلام نافذ را نداشت؛ به خصوص که اعتقادش هم بهایی باشد؛ و تحصیلش را محکوم کرد و کارش  و نگاهش را و صدایش را؛ و سعی کرد با سیمهای خاردار و میله های آهنین رجایی شهر، او را از همسرش فاران، از پسر سه ساله اش آرتین، از مادر سالخورده اش و از کسانی که از کلام و ایده هایش بهره ها می بردند، دور کند. این نگاه، حتی سالها پیش وقتی کامران 15 ساله بود، پدرش را به جرم بهایی بودن و با دادگاهی نمایشی اعدام کرده بود.

... اما این نگاه ها، خیلی نزدیک را می نگرند، همین امروزشان را و همین دستهای گره کرده شان را برای مرگ بر این و مرگ بر آن؛ و البته نمی توانند به عمق نگاه کامران های ایران زمین  که به دورها می نگرند و دستهایشان را برای ساختن این مرز و بوم به هم گره زده اند، پی برند.  

*ارتباط بدون خشونت: زبان زندگی، کتابی است به قلم مارشال روزنبرگ که کامران رحیمیان آن را به فارسی ترجمه کرده  و بسیار به این زبان و این ارتباط معتقد بوده است.