پنجشنبه، دی ۱۰

باز هم حکایت تلخ تبعیض!



آجر بر آجر. سنگ بر سنگ. دیوارها را بلندتر می کنند. حصارها میان کودکان می تنند، عنکبوتان تبعیض باف.
تکرار و تکرار. تبر و تیشه، زخم می زند بر شاخه های تردِ نازک. خرد کردن بذرهایی که در دل رویای آینده می بینند وِ باردارِ توان و استعدادند. این است آنچه از سوی بی عدلان، نصیب شادان 13 ساله می شود در مدرسه بنت الهدی صدر ناحیه 5 تهران.

شادان شیرازی دانش آموز سال سوم راهنمایی، در مسابقات ورودی ربوکاپ مقام اول را در بین دختران این رده کسب کرد. با آنکه نام وی به عنوان نفر اول دختران در سایت پژوهش سرا ثبت شده بود اما مدرسه وی از اعلان نام شادان به عنوان قبول شده در این آزمون ذکری به میان نیاورد و او را از شرکت در این کلاسها محروم نمود. علت حقیقی این تبعیض اگر چه به صورت کتبی آشکار نشد اما پس از پیگیری های مداوم والدین او معلوم گردید :" اعتقاد به آیین بهایی".
هر ساله موسسه پژوهش سرای جوان، زیر نظر آموزش و پرورش آزمونی را برای ورود دانش آموزان راهنمایی و دبیرستان به کلاسهای ربوکاپ بر گزار می کند. پذیرفته شدگان در این آزمون می توانند با هزینه کم و کیفیت خوب در این کلاسهای آموزشی شرکت جسته و با اخذ مدرک پایانی به مسابقات کشوری و بین المللی در این زمینه راه یابند.
از سوی مدرسه به این نوجوان بهایی، معرفی نامه ای برای شرکت در این کلاسها داده نشد و پرس و جوهای والدینش نیز بی جواب ماند. تنها یکی از مسئولین مدرسه به شادان گفته بود که " مسئله تو با بقیه فرق می کند!" . پس از آن نیز آنقدر در دادن پاسخ به خانواده این دانش آموز تعلل کردند تا زمان ثبت نام به پایان رسد؛ سپس عنوان کردند که دیگر او نمی تواند در کلاسها شرکت کند، زیرا کلاسها شروع شده است.
اگر چه مسئولین آموزش و پرورش، مدرسه و پژوهش سرا از دادن جواب قطعی به این خانواده طفره رفتند اما برخی از کارمندان به پدر و مادر شادان، علت مسئله را ذکر نموده بودند که از حراست ناحیه دستور رسیده که چون شادان شیرازی " بهایی " ست به هیچ وجه حق شرکت در این کلاسها را ندارد.
با وجود پیگیری های مرتب والدین این دانش آموز، تبعیض عقیدتیِ آشکار بر طرف نشد و بار دیگر لکه ای سیاه بر کارنامه حقوق بشر ایران پاشید.
تبعیض های عقیدتی مربوط به بهاییان در مدارس ایران، به صورت های گوناگون خود را جلوه گر می سازد. این کودکان با وجود استعدادهای فراوان و با کسب رتبه های بالا، اجازه ادامه تحصیل در مدارس فرزانگان را ندارند. پیش از این نیز برخی مدارس نمونه مردمی از پذیرفتن دانش آموزان بهایی خودداری می کردند. تبعیض عقیدتی در مسابقات ورزشی کشور نیز ازمصادیق بارز این ظلم است که به طور آشکار در مورد خشایار زارعی، نفر برگزیده جودوی نوجوانان ایران صورت گرفت.
فرستادن سخنرانانی برای تحقیر و توهین به بهاییان و آیین بهایی، اخراج از مدارس، تهدید و تعهد گرفتن برای دروغ گویی درباره باور خود، پخش سی دی های سراسر تهمت در باره بهاییان در میان کودکان، تحریک سایر دانش آموزان بر ضد دانش آموزان بهایی، تبعیض های آشکار درسی و ورزشی و پس ازهمه این مراحل، ممانعت ایشان از ورود به دانشگاههای کشور از موارد آشکا ر نقض حقوق بشر است.

سه‌شنبه، دی ۸

تبعیض تحصیلی!

این نامه توسط والدین نوجوانی 14 ساله به نام شادان شیرازی در تهران نوشته شده که به طور آشکار مورد تبعیض قرار گرفته است.

"هر سال از طرف پژوهش سرای جوان ، تحت نظارت آموزش و پرورش آزمونی ورودی برای داوطلبین شرکت در کلاس های روبوکاپ در مقطع راهنمایی و دبیرستان برگزار می شود و قبولشدگان در این آزمون می توانند در این کلاس ها که با هزینه کم و کیفیت خوب برگزار می شود شرکت کنند و پس از دو سال با اخذ مدرک در مسابقات کشوری و سپس بین المللی شرکت نمایند.
در آبان سال جاری 1388 دخترمان شادان شیرازی که در مدرسه بنت الهدی صدر واقع در منطقه 5 و در مقطع سوم راهنمایی تحصیل می کند در این آزمون رتبه اول را در بین دختران کسب کرد ذیلا نام شادان در لینک مربوط به قبولشدگان در سایت پژوهش سرا و در ردیف 12 دیده می شود
با وجود اینکه ما از قبول شدن شادان مطلع بودیم ، متاسفانه مسئولین مدرسه نام دخترمان را دربین قبول شدگان اعلان نکردند و زمانی که اقدام برای دادن معرفی نامه نمودند از دادن آن به دخترمان امتناع کردند. و با ارجاع وی به این و آن ، نهایتا پاسخ درستی به وی ندادند.فقط یکی از مسئولین به شادان گفته بود که مسئله تو با دیگران فرق می کند.از همان روز مراجعه مکررحضوری ما برای پی گیری این امر منتج به فایده ای نشد و بدون اینکه علتی برای تعلل خودشان اعلام کنند مارا منتظر خبری از جانب خود گذاشتند. در نهایت وقتی مطمئن شدند که کلاس ها تشکیل شده در جواب پی گیری ما گفتند که زمان ثبت نام گذشته لذا نمی توانند معرفی نامه بدهند
البته ما با توجه به اشارات برخی مسئولین مدرسه ، حدس می زدیم که این جریان یک تبعیض عقیدتی باشد لذا هم زمان با مراجعات به مدرسه مستقیما به پژوهش سرای جوان هم مراجعه کرده بودیم و خانم مولائی مدیر آنجا را در جریان کامل امور قرار داده بودیم ایشان لطف کردند و دخترمان را بدون ثبت نام در جلسه اول کلاس پذیرفتند و گفتند اشکالی ندارد که بعدا معرفی نامه را ببریم.
لازم به ذکر است که معرفی نامه یعنی نامه ای که نشان می دهد شادان در مدرسه بنت الهدی درس می خواند.!!!! فقط همین.
ما وقتی از مدرسه ناامید شدیم به آموزش و پرورش منطقه 5 مراجعه کردیم در آنجا مسئول مقطع راهنمایی بعد از مکالمه تلفنی با خانم مقدم ( مدیر مدرسه ) ما را به قسمت حراست فرستاد خانمی که در قسمت حراست بودند گفتند در این خصوص باید با آقای خانمرادی صحبت کنیم که آنموقع حضور نداشتند قرار شد بعدا تلفنی با ایشان جویای مسئله شویم . بعدا که تماس گرفتیم از آن جا که ایشان باز حضور نداشتند ( یا حاضر به صحبت با ما نشدند ) همان خانمی که در حراست بود گفتند من جریان شما را پی گیری کرده ام و با مدیر مدرسه هم صحبت کرده ام و چون زمان ثبت نام گذشته است ایشان نمی توانند به شما معرفی نامه بدهند.
خلاصه تنها امید ما خانم مولائی مدیر پژوهش سرا بود که ایشان هم ازملاقات با ما در این مرتبه امتناع ورزید و توسط همکارشان اعلان کردند که هیچ کاری از دست ایشان ساخته نیست.
در طی این جریان ،هم در مدرسه و هم در پژوهش سرا افرادی با ما همدردی نموده و با گفتن اینکه از ما نشنیده بگیرید اصل جریان را برای ما تعریف کردند که از حراست منطقه دستور داده اند که شادان چون بهائی است حق ثبت نام در این کلاس را ندارد.
از آنجا که علت اصلی این محرومیت مشخص بود ولی هیچکدام از مسئولین اصلی حاضر به عنوان آن نشدند و فقط زیردستان آنها حقیقت را برایمان شرح دادند لذا پی گیری این جریان و مراجعه به مراجع بالاتربی فایده به نظر رسید ، ما فقط با ارسال نامه های متعدد به هر یک از کسانی که در این جریان با آنها صحبت نموده بودیم اظهار تاسف خود را از عملکرد آنها ابراز نمودیم .
امیدواریم انعکاس این خبرطریقی برای آشکار شدن بیشتر حقیقت باز نماید وتوانسته باشیم به گوشه ای از اقدامات غیر انسانی مسئولین آموزش و پرورش اشاره ای داشته باشیم .
مینا و احسان شیرازی
والدین شادان"

سه‌شنبه، دی ۱

اعلام حکم دو بهایی ساکن بهشهر!

در ادامه اعلان احکام دادگاه تعدادی از بهاییان، حکم ضیا الله الله وردی و سونیا تبیانیان از ساکنین بهشهر(در استان مازندران) به آنان ابلاغ گردید. بر اساس این دادنامه ، ضیا الله الله وردی به 2 سال و سونیا تبیانیان به 1سال حبس محکوم شدند.
این زوج، پیش از این در پاییز سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در بهشهر بازداشت شده و 50 روز را در زندان سپری کردند.
این دو نفر پس از اعلام حکم دادگاه، مراحل قانونی را برای تجدید نظر طی کرده و بر اساس ابلاغ دادگاه تجدید نظر در 21 آذر 88، حکم هر یک به پرداخت 30000000ریال جریمه نقدی یا یک سال زندان، تخفیف یافت.

دوشنبه، آذر ۳۰

ماموران اطلاعات در لباس مامور برق! :دستگیری جدید در سمنان

در ادامه ایجاد ناامنی و بازداشتهای گسترده شهروندان بهایی، صبح روز شنبه 28 آذر ماه، شعله طائف(نورانی) در سمنان دستگیر شد.
ساعت 10 صبح این روز، مامورین امنیتی سمنان تحت عنوان مامور برق وارد منزل نامبرده شده و پس از تفتیش محل ، اقدام به دستگیری شعله طائف نمودند. در ضمن این افراد دو دستگاه کامپیوتر و تعدادی کتب مربوط به آیین بهایی را نیز به همراه خود بردند.
مامورین، در ساعت 5 عصر با تماس تلفنی به منزل این خانم، خبر سلامتیش را به اطلاع خانواده اش رسانند.
ایجاد ناامنی، بازداشت و هجوم به منازل بهاییان سمنان پس از 25 آذر ماه سال گذشته شدت گرفت. در آن روز ضمن حمله فراگیر سحرگاهی، منزل 20 خانواده بهایی مورد یورش نیروهای اطلاعاتی سمنان قرار گرفت. بسیاری از وسایل این افراد ضبط گردید و صهبا رضوانی بازداشت شد.
پیش از آن نیز سمینارهایی برای تحریک اذهان بر ضد آیین بهایی تشکیل شد و در مدارس ، نماز جمعه و فرهنگسراها سخنرانی هایی به منظور آزار و اذیت این جامعه صورت پذیرفت. پس از 25 آذر 87 نیز هجوم گسترش یافت و سمنان شاهد حمله به گورستان بهاییان سمنان، شکستن شیشه منازل و اتوموبیل ها، آتش زدن خانه و مغازه ها، بازداشت و هجوم گسترده، حمله به جشن عروسی و بازجویی های گاه گاه بود.
این حملاتِ چند جانبه و شدید به گفته خود مسئولین امور به هدف خروج بهاییان از سمنان و نیز ایران صورت می گیرد؛ اما این عده معدود از این نکته غافلند که جامعه ای که سختیهای بیش از این را نیز به جان خریده و دست از عشق به میهن و هم میهن و باور خویش بر نداشته، به این راحتیها از میدان به در نخواهد رفت.

جمعه، آذر ۲۷

اخراج دانشجوی بهایی ودغذغه مسئولین دانشگاه!

بار دیگر یکی از دانشجویان بهایی به علت اعتقاد به این باور از دانشگاه اخراج شد.
سمیع آشنایی پس از 3 ترم تحصیل در رشته جامعه شناسی پیام نور فیروزآباد از دانشگاه این شهر اخراج شد. مسئولین امور به هیچ وجه حاضر نشدند مدرکی کتبی دال بر اخراج این دانشجو به علت اعتقاد به آیین بهایی به او بدهند.
سمیع آشنایی دو هفته قبل، بر روی بورد دانشگاه، برگه ای را مشاهده کرد که بر آن نوشته شده بود" سمیع آشنایی به علت اشکال در انتخاب واحد به بخش آموزش مراجعه کند" .
هنگام مراجعه به بخش آموزش در روز 16 آذر ماه سال جاری، او را به پیام نور کل استان ارجاع دادند و اعلام داشتند که اشکال انتخاب واحد شما توسط کاربران ماقابل حل نیست.
اما مسئولین پیام نور کل استان ، سمیع آشنایی را به جای بخش آموزش به حراست پیام نور منتقل کردند. این مسئولین به طور واضح و روشن بیان داشتند که چون بهایی بودن شما برای ما محرز شده، اجازه ادامه تحصیل در دانشگاه را نخواهید داشت و چون شما دشمن ما هستید! نمی گذاریم در دانشگاههای ما به مدارج عالیه برسید. شما می توانید به خارج از کشور بروید و تحصیلاتتان را ادامه دهید.
وقتی این دانشجوی اخراجی بیان می دارد که اما من ایرانی هستم و می خواهم در دانشگاههای سرزمین خودم تحصیل کنم، مسئولین بیان می کنند: " خوب بنویس مسلمان و بیا دانشگاه"
در نهایت با درخواست این دانشجو برای گرفتن علت حکم اخراج به صورت کتبی موافقت نمی شود و از او می خواهند که این حکم را به طور شفاهی بپذیرد.

شگفت است که مسئولین امور جامعه ایران که ادعای دیانت و عدالت و صداقت دارند، به طور عیان از دانشجویان می خواهند میان صداقت و تحصیل، دومی را انتخاب کنند و ناگفته پیداست که وقتی درگاه دانشگاهی با رمز دروغگویی و کتمان عقیده گشوده می شود، سایر آموزه هایش چه می تواند باشد!.
دغدغه این مسئولین اعتقاد قلبی افراد نیست، بلکه هدف این است که آنچه اراده می کنند، اجرا شود وقتی تسلیم خواستهای آنها شوی آنگاه، کم کم از تو می خواهند خودت رافراموش کنی و به رنگ آنها درآیی و اگر همین طور ادامه یابد روزی می شود که می بینی هیچ از تو نمانده، نه هویتی ، نه استقلالی و نه باوری. گمشده و سرگشته می شوی و آنگاه تنها نامی از تو می ماند و یک عروسک خیمه شب بازی که هر روز در دستان بیدادگران به رقص می آید و کلامی بر زبان می چرخاند.
نگرانی از این است که تو هویتت را حفظ کنی؛ که استقلال رای و صداقتت را پاس داری؛ که یک رنگ باشی و هر روز به رنگ خواسته های دیگران در نیایی.
هراس از این است که دانشگاه لبریز از عقاید گوناگون باشد؛ که رنگهای گوناگون در هم بیامیزند و سفیدی را بیافرینند؛ که انسانها بیاموزند، همه انسانیم با هر رنگ و آیین و نژاد و باور.

پنجشنبه، آذر ۲۶

تخریب گورستان بهاییان آبادان و خرمشهر!

















سنگهای شکسته، تله خاکهای زیر و رو شده، دیوارهای فرریخته، تاریخ های گردگرفته و نامهای غبارآلود.
اینجا گورستان بهاییان آبادان و خرمشهر است که در نیمه اول آذر ماه مورد هجوم افرادنا شناس قرار گرفت.

چندیست که تخریب گورستان بهاییان در نقاط مختلف ایران، رو به فزونی گرفته و هر روز خاک شهر جدیدی را خیش می زند. گورستانهای نجف آباد و ویلا شهر اصفهان، سمنان و سنگسر، قادیکلای قائم شهر، خاوران تهران، مرودشت فارس، آبادان و خرمشهر از جمله مناطقی هستند که در یک سال گذشته مورد یورش و تخریب افرادی به ظاهر ناشناس قرار گرفتند.

به نظر می رسد کسانی که دست به تخریب این مکانها زده اند یا از سوی دولت اجیر شده یا توسط سیاستهای واحدی مورد حمایت و تحریک قرار گرفته اند . این آشوب ها به همراه دستگیریهای گسترده ، یورش به منازل و ضبط وسایل، تشکیل روزافزون سمینارهایی بر ضد آیین بهایی، فرستادن سخنرانانی به منظور تحریک افکار عمومی بر ضد بهاییان در مدارس، دانشگاهها، مساجد، فرهنگسراها و اعلام حکمهای طولانی مدت زندان با اتهامات بی اساس و مدرک، نشان از این سیاست گذاریهای یگانه دارد که به منظور تحت فشار قرار دادن بهاییان ایران صورت می پذیرد.

* تصاویر مربوط به گلستان جاوید بهاییان آبادان و خرمشهر است.

چهارشنبه، آذر ۲۵

آن روی سکه! دستگیری یکی از شهروندان بهایی ساری



بر در می کوبند.
با دست و با پا.
با خشم و فریاد.
با ظلم و بیداد
ساری 24 آذر 88.
در ادامه شدت یافتن آزار و اذیت بهاییان ایران توسط دولت این کشور، صبح روز سه شنبه 24 آذر ماه سمیرا سمیعی دستگیر شد. ساعت 9 صبح این روز پاییزی، نیروهای اطلاعات ساری به منزل فردین یوسفی یورش برده و پس از تفتیش منزل و بی حرمتی غیر قابل وصف، اقدام به دستگیری همسر وی نمودند.

این در حالیست که مامورین امنیتی در پاسخ به درخواست صاحبخانه مبنی بر نشان دادن حکم بازداشت همسر و نیز تفتیش منزل، حکمی تاریخ مصرف گذشته را به نمایش گذاردند. بر بالای برگه تاریخ 2 مرداد 88 حک شده بود و اعتبارش هم تا پایان همان روز بود؛ اما چون فردین یوسفی به غیر قانونی بودن حکم اعتراض کرد، با بی حرمتی و ضرب و شتم 6 مامور مرد مواجه گردید. حتی یکی از مامورین مرد با اسپری فلفل اقدام به تهدید فردین یوسفی نمود که یکی از مامورین زن مانع این کار گردید.

این عوامل دولت، اقدام به ضبط تمام اشیای مربوط به آیین بهایی از جمله کتابها، سی دی ها و عکسهای مورد احترام این خانواده نمودند. در ضمن عکس عبدالبها( جانشین بهاالله پیامبر بهاییان و از شخصیتهای مورد احترام برای آنان) توسط این افراد پاره شد. تمام این اعمال غیر انسانی با فحاشی و توهین به بهاییان و عقایدشان صورت پذیرفت .
یکی از این مامورین در پاسخ به درخواست فردین یوسفی برای اینکه همسرش سمیرا سمیعی را در کنار یک مامور زن بنشانند، با تمسخر و در نهایت بی ادبی و با لهجه مازندرانی، بیان داشت که:"شما بهاییان که همیشه زن و مرد روی هم می لولید حالا اینجا مقید شده اید؟"

اگر چه آزار و ایجاد نا امنی از سوی مراجع امنیتی، تجربه ای تازه برای بهاییان ایران نیست و در این سی سال، حکومت ایران از کشتار، زندانی، آتش زدن، دروغ پراکنی، ایجاد دهشت و نا امنی، محرومیت از حقوق اولیه شهروندی، تهدید و اخراج کودکان و ... فروگذار نکرده است ولی به نظر می رسد در این چند ماهه اخیر، سیاستهای فریبکارانه به صورتی آشکار تر و بی پرده تر به معرض نمایش گذارده می شود.

اگر پیش از این مامورین اطلاعات سعی می نمودند یا دستور داشتند، با زبانی قانونی و نرم و ظاهرا محترمانه با بهاییان سخن گویند، اینک پرده هر گونه ادب و انسانیت دریده شده و روز به روز شاهد خشونت، بی حرمتی، ارعاب و دستگیری، اجرای احکام ناعادلانه و غیر قانونی، تخریب گورستانها و دروغ افشانی در برابر این اقلیت مذهبی ایران هستیم.

عیان شدن این روی سکه و به کنار رفتن روبنده از این چهره آبله روی، ثمری جز رسوایی در مجامع بین المللی و در میان مردم شریف این سرزمین و نیز ناباوری و سلب اعتماد در میان ایرانیان، ندارد.

دوشنبه، آذر ۲۳

حکم دادگاه علی بخش بذرافکن!


در ادامه اعلام حکم دادگاه چند تن از شهروندان بهایی، در 23 آذر ماه حکم علی بخش بذر افکن به وی ابلاغ شد. بر اساس رای دادگاه او به 2 سال و نیم حبس و پنج سال تبعید به خارج از استان کهکیلویه و بویراحمد محکوم شده است. دادگاه یاسوج اتهامات این مرد میان سال را " تبلیغ و تشکیل جلسات غیر قانونی" ذکر کرده است.
این در حالیست که هیچ یک از اتهامات علی بخش بذر افکن اثبات نشده است. شگفت است که چون وکیل پرونده به این بی عدالتی، اعتراض می کند، به او می گویند: " برای خودت دردسر درست نکن، مگر تو مسلمان نیستی؟" پیش ازاعلام حکم دادگاه، وکیل علی بخش بذر افکن به خانواده وی اظهار امیدواری نموده که دادگاه دلیل محکمه پسندی نداشته که به آن استناد نماید؛ اما به نظر می رسد قاضی، مجری دستورات اداره اطلاعات می باشد.

در ضمن دو کارگر غیر بهایی نامبرده نیز به چهار سال حبس تعلیقی محکوم شده اند اما در حال حاضر دارای آزادی مشروط هستند.
علی بخش بذرافکن در 10 آبان سال جاری توسط نیروهای امنیتی در یاسوج دستگیر شد و منزل وی و پسرش مورد تجسس و تفتیش قرار گرفت.در ضمن از آنجا که مغازه نامبرده در پایین محل زندگی وی قرار داشت ، ماموران اطلاعات به بازرسی آن محل نیز پرداختند و همزمان دو کارگر غیر بهایی او به نامهای سعید فریدی و ظفر محمدی را تهدید نمودند که باید برعلیه صاحب کار خود شکایت نمایند و اعلام کنند که او قصد تبلیغ این دو نفر راداشته است.
این دو جوان حاضر به اعتراف و شکایت دروغ نگشتند و بنابراین توسط اطلاعات یاسوج دستگیر و پس از مدتی آزاد شدند.
این در حالیست که دادگاههای ایران هر روز بر فشار و احکام سنگین جزایی بر شهروندان بهایی می افزایند وبدون مدرک و شاهد ایشان را به زندانهای طولانی مدت محکوم می کنند.
از آنجا که بهاییان در فعالیتهای سیاسی حزبی دخالتی ندارند، تنها دلیل دستگیری ایشان مسائل عقیدتی و اعتقادات دینی ایشان است. برای محکمه پسند جلوه دادن این آزارها، همیشه علت واقعی دستگیری های بهاییان مخفی می گردد و حتی در رسانه های دولتی از اطلاع رسانی و اخبار آزار و اذیت بهاییان ایران به عنوان "مظلوم نمایی" یاد می شود.
برای موارد مرتبط می توانید به لینکهای زیر توجه کنید:
http://khabarnavard.blogspot.com/2009/11/blog-post_5891.html