سهشنبه، بهمن ۲۷
آزادی دو تن از بازداشت شدگان 21 بهمن
شیدا یوسفی و آریا شادمهر که پیش از این در 21 بهمن ماه به همراه 11 بهایی دیگر بازداشت شده بودند، آزاد شدند.
یکشنبه، بهمن ۲۵
تعداد بازداشت شدگان بهایی در 21 بهمن به 13نفر رسید!

با اطلاع از دستگیری 5 بهایی دیگر در روز 21 بهمن ماه، شمار بهاییان بازداشتی در این روز به 13 نفر رسید.
شیدا یوسفی، آریا شادمهر، پدرام سنایی، سیمین مختاری و منا میثاقی( هویدایی) 5 جوان دیگری هستند که در روز پیش از 22 بهمن در خانه های خود دستگیر شدند و به علت چند روز تعطیلی پیاپی، از محل نگهداری ایشان هیچ اطلاعی در دست نیست.
3 تن از این افراد از اعضای خانواده دستگیر شدگان در روز 13 دی ماه هستند. شیدا یوسفی، خواهر همسر مهران روحانی، منا میثاقی همسر نیکاو هویدایی و آریا شادمهر برادر کوچکتر زاوش شادمهر و پسر ابراهیم شادمهر است.
قابل ذکر است که منا میثاقی (هویدایی) پیش از این نیز در 13 دی ماه به همراه همسر خود دستگیر شد اما در همان روز آزاد گردید و بار دیگر در 21 بهمن ماه احضار شده و دیگر به خانه بازنگشت.
همین شرایط درباره پیام سنایی و سیمین مختاری نیز تکرار شد؛ آنان نیز پس از احضار از سوی اداره اطلاعات تهران، در همان روز بازداشت شدند.
13 نفر دستگیر شده در روز پیش از سالگرد انقلاب اسلامی، هوتن سیستانی، علاء الدین خانجانی، اشکان بصاری، بشیر احسانی، ماری جعفری(احسانی)، رومینا ذبیحیان، ترانه قانونی، نغمه قانونی، ریاض فیروز مندی، شیدا یوسفی، آریا شادمهر، منا میثاقی(هویدایی)، پیام سنایی و سیمین مختاری هستند که تا کنون خانواده هایشان در کمال بی خبری به سر می برند.
در حالی که این بزرگترین اقلیت مذهبی ایران از بیشتر حقوق شهروندی خود در زادگاهش محروم است، باید هر روز محدودیتها و آزارهای بیشتری را نیز از سوی دولت ایران متحمل شود؛ این دردیست که در تمام اعصاب و شریان این مرز و بوم جاری شده؛ ایران به خود می پیچد ازدرد بی عدالتی و ظلم؛ زیرا که زمینهای کِشت، زندان شده اند و پرچینها، میله؛ کودکان ترانه خوان، زندانبانی آموخته اند و شاخه های درخت پیر گردو، شکنجه؛ از زبانهای بیدادگران، جای کلمه، خار و تیغ سر بر می آوَرد و از دلها جای چشمه، سنگ.
رگهای ایران از خون بی گناهان، پرخون است اما قلبش از ظلم ظالمان، بی طپش. اندامش از میله های زندان سوراخ سوراخ است و سینه اش از آه مظلومان پر دود و آتش.
پنجشنبه، بهمن ۲۲
اخبار به روز شده از 6 بهایی دستگیر شده در 21 بهمن ماه
تنها یک روز مانده به 22 بهمن، نیروهای امنیتی، در بامداد 21 بهمن ماه درِ خانه 6 خانواده بهایی را لرزاندند.
در این یورش غیر قانونی که از ساعت 3 تا 5 صبحگاه صورت گرفت، هوتن سیستانی، بشیر احسانی، مارثاروت جعفری( احسانی)، نیکی خانجانی، رومینا ذبیحیان و اشکان بصاری دستگیر شدند.
اتاق هوتن سیستانی از ساعت 4 تا 4:30 بامداد مورد تفتیش قرار گرفت. در این جستجو هارد کامپیوتر، دفتر تلفن منزل، موبایل و یک چتر سبز رنگ ضبط گردید. قابل ذکر است که هوتن سیستانی در اتاق خود سه چتر به رنگهای مختلف داشته و یکی از آنها هم سبز بوده و از آن میان آن را احتمالا به منظور پرونده سازی با خود برده اند.
قابل ذکر است که پدر هوتن سیستانی در حال حاضر به علت بیماری قند در بیمارستان بستری بوده و مادرش نیز مشکل قلبی دارد و قلبش با باطری کار می کند. هجوم نا به هنگام و بی دلیل در ساعت 4 صبح چه اثری می تواند بر این خانواده داشته باشد.
رومینا ذبیحیان یکی دیگر از افرادی ست که در روز 21 بهمن ماه دستگیر شد. وی هنرمند است و همکار ژینوس سبحانی و آرتین غضنفری بوده است.وی در تهران به تنهایی زندگی می کند و خانواده اش ساکن کاشان هستند.
اشکان بصاری به همراه مادر خود ساکن امیرآباد تهران است؛ اما در هنگام دستگیری مادر وی در سفر بوده و بنابراین زمانی با هجوم نیروهای امنیتی مواجه شده که کس دیگری در منزل حضور نداشته است.
مارثاروت جعفری یکی از بازداشت شدگان روز گذشته نیز دختر خاله پیام فناییان از بهاییان دستگیر شده در 13 دی ماه است.
در این یورش غیر قانونی که از ساعت 3 تا 5 صبحگاه صورت گرفت، هوتن سیستانی، بشیر احسانی، مارثاروت جعفری( احسانی)، نیکی خانجانی، رومینا ذبیحیان و اشکان بصاری دستگیر شدند.
اتاق هوتن سیستانی از ساعت 4 تا 4:30 بامداد مورد تفتیش قرار گرفت. در این جستجو هارد کامپیوتر، دفتر تلفن منزل، موبایل و یک چتر سبز رنگ ضبط گردید. قابل ذکر است که هوتن سیستانی در اتاق خود سه چتر به رنگهای مختلف داشته و یکی از آنها هم سبز بوده و از آن میان آن را احتمالا به منظور پرونده سازی با خود برده اند.
قابل ذکر است که پدر هوتن سیستانی در حال حاضر به علت بیماری قند در بیمارستان بستری بوده و مادرش نیز مشکل قلبی دارد و قلبش با باطری کار می کند. هجوم نا به هنگام و بی دلیل در ساعت 4 صبح چه اثری می تواند بر این خانواده داشته باشد.
رومینا ذبیحیان یکی دیگر از افرادی ست که در روز 21 بهمن ماه دستگیر شد. وی هنرمند است و همکار ژینوس سبحانی و آرتین غضنفری بوده است.وی در تهران به تنهایی زندگی می کند و خانواده اش ساکن کاشان هستند.
اشکان بصاری به همراه مادر خود ساکن امیرآباد تهران است؛ اما در هنگام دستگیری مادر وی در سفر بوده و بنابراین زمانی با هجوم نیروهای امنیتی مواجه شده که کس دیگری در منزل حضور نداشته است.
مارثاروت جعفری یکی از بازداشت شدگان روز گذشته نیز دختر خاله پیام فناییان از بهاییان دستگیر شده در 13 دی ماه است.
دستگیریهای بیشتر بهاییان چند ساعت مانده به 22 بهمن!

هنوز خبر دستگیری های بامدادی 6 تن از بهاییان به گوشها نرسیده بود که 3 شهروند بهایی دیگر در تهران دستگیر شدند. ترانه قانونی و نغمه قانونی 18 و 19 ساله در منزل خود حدود ساعت 8 شب 21 بهمن ماه بازداشت شده و به مکان نامعلومی برده شدند. ریاض فیروزمندی نیز یکی دیگر از دستگیر شدگان در این روز است.
هنوز علت دستگیری این 3 جوان از سوی مقامات دولتی عنوان نشده است.
چهارشنبه، بهمن ۲۱
باز هم دستگیری های گسترده بهاییان تهران!

.jpg)


بار دیگر نیروهای امنیتی، بهمنی از بیداد روانه خانه بهاییان تهران کردند. صبح امروز بین ساعات 3 تا 5 بامداد 21 بهمن ماه منازل تعدادی از بهاییان تهران مورد یورش این نیروهای اطلاعاتی قرار گرفت.
اشکان بصاری، هوتن سیستانی، علاء الدین (نیکی) خانجانی، رومینا ذبیحیان، ماری جعفری(احسانی) و پسرش بشیر احسانی از جمله این دستگیر شدگان هستند.این هجوم ناگاه در پگاه روز پیش از 22 بهمن ماه صورت گرفت و به نظر می رسد دولت ایران در حال گرفتن زهر چشمی دیگر برای مردم ایران است.
پیش از این نیز در 13 دی ماه سال جاری 10 تن از جوانان بهایی چند روز بعد از عاشورا دستگیر شدند و خانواده های ایشان حتی یک بار هم آنها را ملاقات نکرده اند. 5 تن از این جوانان تا به حال هیچ تماس تلفنی نیز با خانواده های خود نداشته اند.
این در حالیست که دستگیر شدگان اخیر از بستگان و دوستان زندانیان 13 دی ماه هستند. نیکی خانجانی، پدر لوا خانجانی و پدر همسر بابک مبشر است که پدر وی ،جمال الدین خانجانی ،نیز یکی از 7 مدیرپیشین جامعه بهایی ایران است که نزدیک به دوسال در زندان به سر می برد. همچنین ماری جعفری(احسانی) و بشیر احسانی نیز از بستگان پیام فناییان هستند که پیش از این در 13 دی ماه بازداشت شد. رومینا ذبیحیان، هوتن سیستانی و اشکان بصاری نیز از دوستان دیگر دستگیر شدگان 13 دی به شمار می روند.
تلاشهای دولت ایران در این بازی ناجوانمردانه و یک سویه، برای شکست روانی جامعه بهایی ایران است ولی این پیکر و روان زنان و مردان و کودکان در 160 سال هجوم علما، مردمان و دولتیان، فولاد آبدیده شده و بیدی نیست که با این بادها بر خود بلرزد .
160 سال این جامعه در زادگاه خود مورد هر گونه آزار ، بی حرمتی و قتال و فشار قرار گرفت و در هر دوره ای به شیوه ای مورد هجوم سنگ و چوب تهمت و تکفیر و شکنجه های فیزیکی واقع شد؛ از حقوق اولیه اش محروم شد و اجازه هیچ گونه بیان حقایقی درباره باورهایش نیافت.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، شمشیر های برانی که گهگاه به نام قانون در نیام پنهان بود، از غلاف بر آمد و گردنهای بی پناه بهاییان را نشانه گرفت .
این بی عدالتی که در آغاز انقلاب با ربودن، آتش زدن خانه ها و اعدام در دادگاههای بی وکیل و غیر علنی صورت گرفت، در طی این سی سال روند و شکلهای گوناگونی به خود گرفت و تبدیل به ظلمهای پنهان تر اما کشدار تر گردید. محرومیت هزاران هزار جوان بهایی از ادامه تحصیل، اخراج هزاران مرد و زن از کارهای دولتی، قطع حقوق تقاعد بازنشستگان،مصادره مقدار زیادی از اموال، زندانی و تهدید، بی حرمتی و اخراج دانش آموزان از مدارس، نوشتن صدها مقاله و کتاب، پخش هزاران برنامه تلویزیونی و رادیویی، برگزاری سمینارها و سخنرانی ها بر ضد بهاییان و آیینشان، اشکال دیگر ظلمی ست که بر این شهروندان ایرانی می رود.
این ستم آشکار از 4 سال گذشته و به خصوص پس از انتخابات خرداد88، شدت بیشتری به خود گرفت و قلم به دستان اجیر شده که جوهر قلمشان از سیاهی دروغ و سرخی خون بی گناهان است، دست به نوشتن سناریویی زدند تا در این میان خود از معرکه جان سالم به در برند و عده ای بی گناه را قربانی مقاصد غیر انسانی خود نمایند.
دستگیری های گسترده،اتهامات بی اساس و دادن حکمهای طولانی مدت بی دلیل به زندانیان، شکنجه های بی امان و بی خبر گذاردن خانواده ها از اوضاع فرزندان و همسران خویش، محاکمه شتاب زده یاران ایران بعد از گذشت 2 سال در همین دوران، پخش سریال پر زرق و برق اما بی محتوای سالهای مشروطه به هدف قلب واقعیت تاریخی و دروغ بافی درباره بابیان و بهاییان، تهدید خانواده زندانیان، احضار و بازجویی، هجوم به مراسم مذهبی و ایجاد رعب و وحشت از مواردی ست که به خصوص پس از22 خرداد 88 در برخورد با بزرگترین اقلیت مذهبی ایران قابل مشاهده است.
آری ایران افراد قلم به مزد بر خود کم ندیده است، بیدادگرانی که با نوک تیز قلمِ خود حنجر بی گناهان را می بُرند و با پَرِ قلم، تاریخ مظلومیت دروغین خود را نقش می زنند. ایران، اگر به سخن آید حکایت ها دارد از ناجوانمردانی که نه تنها از خون بی پناهان، سرخ پوشش کردند؛ بلکه تاریخ و هویتش را نیز دزدیدند.
* تصاویر از راست به چپ: نیکی خانجانی، هوتن سیستانی، اشکان بصاری،رومینا ذبیحیان و بشیر احسانی
دوشنبه، بهمن ۱۹
جلسه دوم دادگاه یاران ایران

دومین جلسه دادگاه 7 مدیر پیشین جامعه بهایی ایران در روز گذشته 18 دی ماه برگزار گردید. این بار نیز دادگاه به صورت غیر علنی برپا شد و خانواده این 7 نفر از حضور در دادگاه محروم بودند ولی دو وکیل مدافع ایشان خانم مهناز پراکند و آقای اسماعیل زاده حضور داشتند.
هنوز تاریخ دیگری برای جلسه دادگاه بعدی تعیین نشده است.
جمال الدین خانجانی، سعید رضایی، فریبا طائفی، وحید تیز فهم، عفیف نعیمی و بهروز توکلی از 25 اردیبهشت 87 در زندان به سر می برند. مهوش ثابت نیز در 15 اسفند ماه 86 در مشهد دستگیر شد. این افراد بیش از 4 ماه را در انفرادی سپری کردند، تا یک سال پرونده ایشان به وکلای مدافع تسلیم نشد واینک نزدیک به دو سال است که بی محاکمه در شرایطی بسیار سخت در زندان اوین به سر می برند.
شنبه، بهمن ۱۷
ترازوی شعبه 28 دادگاه تهران: محاکمه یاران ایران

به گفته مقامات قضایی ایران، جلسه دوم دادگاه7 مدیر پیشین جامعه بهایی ایران موسوم به " یاران ایران" در روز یکشنبه 18 بهمن ماه برگزار خواهد شد. فریبا کمال آبادی، عفیف نعیمی، جمال الدین خانجانی، سعید رضایی،بهروز توکلی و وحید تیز فهم از 25 اردیبهشت ماه سال 87 بدون هیچ حکمی ای در زندان به سر می برند. مهوش ثابت، نفر هفتم از 15 اسفند 86 در مشهد دستگیر شد و به مانند سایرین 2 سال از عمر خود را بی دلیل در زندان می گذراند.
این افراد بیش از4 ماه را در زندان انفرادی و تحت بازجویی های توان فرسا گذراندند. بارها دادگاهشان به تعویق افتاد، شرایط دشوار و غیر استاندارد زندان را سپری کردند. در این مدت نزدیک به دو سال حتی از داشتن یک صندلی محروم بودند، وکلای آنان، خانم شیرین عبادی و آقای عبدالفتاح سلطانی از سوی رسانه های دولتی بارها مورد توهین و تهدید قرار گرفتند. دفتر خانم عبادی مورد هجوم نیروهای امنیتی قرا گرفت و پلمپ شد و آقای سلطانی نیز بعد از انتخابات خرداد 88 مدتی بازداشت شد. مدتها طول کشید تا پرونده این هفت نفر به وکلای ایشان تسلیم شد و بالاخره در 22 دی ماه 88 اولین جلسه دادگاه برگزار گردید.
این دادگاه در شرایطی برپا گردید که وکلای مدافع اصلی شیرین عبادی و عبدالفتاح سلطانی، نتوانستند در دادگاه حضور یابند. خانواده های ایشان اجازه حضور در جلسه دادگاه را نیافتند و وکلای دیگر نیز به سختی توانستند در محل دادگاه راه یابند.
اتهامات ایشان با هر تغییر سیاسی کشور و هر اتفاق جدید، سنگین تر شد و بعد از بارها تعویق، دادگاه در اوج التهاب سیاسی و زورگیری دولت دهم در حال برپاییست.
در جلسه اول کیفر خواست این 7 نفر خوانده شد و اتهامات بی اساسِی چون جاسوسی به نفع بیگانگان، فعالیت تبلیغی علیه نظام،راهاندازی و گسترش تشکیلات غیرقانونی،همکاری با اسرائيل، جمعآوری اسناد طبقهبندی شده و ارایه آن به بیگانگان، تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی و خارجی ایران و فساد فیالارض در مورد ایشان مطرح گردید.
به نظر می رسد جمهوری اسلامی در حال تکمیل سناریوی ساختگی خود است. پس از گذشت 8 ماه از انتخابات خرداد 88، هر بیم و آشوبی که برای مسئولین به وجود می آید، بار دیگر مسئله بهاییان را علم می کنند و با پخش مطالب دروغین و سراپا تهمت در تلویزیون، رادیو، فراز منابر و مدارس ، دانشگاهها و سایتها ، این جامعه را متهم به خیانت و آشوب می کنند.
دستگیری 10 جوان در دی ماه گوشه دیگر این سناریوست که در شرایط سخت و بی خبری به سر می برند و برخی از آنها پس از گذشت بیش از یک ماه حتی از یک تماس تلفنی محروم بوده اند.
پخش محاکمه های نمایشی از تلویزیون، شکنجه و آزار این جوانان و انتخاب وکلای اجیر و مزدبگیر دولت برای ایشان که به جای دفاع از حق و حقیقت و متهم، بار واتهام دیگری بر اتهامات او می افزایند، سوی دیگر این سناریو را نشان می دهد.
از همه جالبتر سریال جدید سالهای مشروطه است که در دهه فجر از شبکه 3 سیما پخش می شود. این سریال 15 قسمتی از تیر ماه امسال شروع به فیلم برداری شده است. کاملا آشکار است که این بار مسئولین، تاریخ یک کشور را قربانی اهداف سیاسی نموده اند. سریالی که درآن به بی حرمتی به بنیانگذار آیین بهایی و بابی و پیروانشان که تحت ناجوانمردانه ترین و وحشیانه ترین حملات قرار گرفتند ، پرداخته و البته پر از غلطهای فاحش تاریخی ست که حتما به آن پرداخته می شود. تهمت همیشگی و سراپا بی اساس جاسوسی بهاییان برای روسیه و انگلیس باردیگر در این سریال پخش می شود و بخش دیگری از سناریوی ساختگی جمهوری اسلامی برای آزار و فشار بیشتر بر جامعه بهاییان ایران را تشکیل می دهد.
تمام این فضا سازی ها در این شرایط ملتهب سیاسی، جوّ نا مساعدی را برای محاکمه مدیران پیشین جامعه بهایی ایران به وجود آورده است. به هر حال به گفته خانم عبادی وکیل پرونده این 7 نفر، اگر قاضی پرونده منصف و بی طرف باشد حکمی جز " تبرئه" و بی گناهی به ایشان نخواهد داد. باید منتظر ماند و دید که ترازوی عدالت شعبه 28 دادگاه تهران، فردا چگونه خواهد ایستاد؟!
دوشنبه، بهمن ۱۲
جامعه جهانی بهایی اعترافات نمایشی ایران را محکوم می کند

در سرویس خبری جامعه جهانی بهایی چنین می خوانیم:
بهائيان عدم رعايت موازين قانونى در محاكمه هاى ايران را محكوم مى كنند
۱۲ بهمن ۱۳۸۸ (۱ فوریه ۲۰۱۰)
نيويورک ١١ بهمن ١٣٨٨ (٣١ ژانويه ٢٠١٠) سرويس خبرى جامعۀ جهانى بهائى
جامعۀ جهانى بهائى با انتشار بيانيه اى محاكمۀ ١٦ نفر در ايران را كه روز گذشته برگزار شد «با تمام موازين حقوقى شناخته شدۀ بين المللى مغاير» مى داند.
اين بيانيه به نداشتن وكلاى مدافع مستقل براى متهمان و استفاده از «اعترافات» غير قابل اعتماد در اين دادگاه اشاره مى كند. یکی از متهمین بهائی است.
بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل متحد، مى گويد: «استفاده از "اعترافات" اجبارى و دسترسى نداشتن زندانيان به وكلاى مستقل و امكانات حقوقى مناسب نشان دهندۀ تجاوز روزافزون مقامات ايرانى به موازين حقوق بشر است.»
متن كامل بيانيه به اين شرح است:
محاكمۀ روز گذشتۀ ١٦ نفر در ايران به اتهام مشاركت در تظاهرات روز عاشورا (٦ دى ١٣٨٨) با تمام موازين حقوقى شناخته شدۀ بين المللى مغايرت داشت.
هرچند جامعۀ جهانى بهائى از هويت ١٥ نفر از متهمين اين دادگاه بى اطلاع است اما بهائى بودن يكى از اين افراد را كه در گزارش هاى رسمى با حروف «پ.ف.» مشخص شده تأييد مى كند.
دادگاه هاى نمايشى كه پس از انتخابات رياست جمهورى در ايران به راه افتاد و طى آن متهمان بيانيه هائى در محكوميت خودشان قرائت كردند، «اعترافات» مشابه آنچه ظاهراً در جلسۀ ديروز دادگاه توسط «پ.ف.» اظهار شده را در داخل و بيرون از ايران به كلى بى اعتبار كرده است. همه مى دانند اين اعترافات تحت فشارهاى شديد، و غالباً در برابر روش هاى بسيار خشنى مانند محروميت از غذا و خواب، اعدام هاى ساختگى، تهديد به آزار خانوادۀ آنها، و بدتر از آن از زندانيان گرفته مى شود.
حكومت ايران به جاى پذيرفتن مسئوليت اش در بحران هاى جارى كشور با برگزارى اين دادگاه هاى نمايشى مى خواهد افراد بى گناه و عوامل خارجى را مسئول اين رويدادها معرفى كند.
در حالى كه ادعا مى شود اين دادگاه ها علنى هستند حتى خانوادۀ زندانى مذکور اطلاع قبلی از محاکمۀ عزيزشان نداشتند.
شخصى كه با نام «پ.ف.» معرفى شده و همراه با نه بهائى ديگر در روز ١٤ دى ١٣٨٨ دستگير شده، تا به حال نتوانسته است با خانوادۀ خودملاقات کند و حق انتخاب وكيل مستقل به او داده نشده است. وكيل تسخيرى كه دادگاه براى او تعيين كرده "اعترافات" موكل خودش را پذيرفته و فقط حسب تكليف از دادگاه براى موكل اش تقاضاى شفقت كرده است.
حكومت ايران به خوبى آگاه است كه اصول اعتقادى بهائيان آنها را از مداخله در فعاليت هاى سياسى حزبى در همۀ سطوح محلى، ملى و بين المللى منع مى كند. به همين خاطر بازداشت اين ده بهائى در روز ١٤ دى، يک هفته بعد از تظاهرات عاشورا، و ادعاى اين كه آنها در راه اندازى ناآرامى ها نقش داشته اند؛ برای جامعۀ بهائى سؤال برانگیز است.
به نظر مى رسد اين اتهامات مجعول بيش از آن كه به مشاركت چند بهائى در تظاهرات عاشورا مربوط باشد نوعى زمينه چينى توسط مقامات ايرانى براى توجيه اعمال محدوديت هاى بيشتر بر جامعۀ بهائيان در اين كشور است. اين اقدام تنها مرحلۀ تازه اى در برنامۀ مداوم آزار بهائيان به منظور از ميان بردن اين گروه به عنوان عضوى فعال در جامعۀ ايران است.
ما از دولت ها و مردم عدالت خواه در سراسر جهان دعوت مى كنيم كه همراه با ما صداى اعتراض شان را عليه نقض صريح حقوق مردم در ايران، كه دادگاه ديروز فقط نمونۀ اخير آن است، بلند كنند. »
اشتراک در:
پستها (Atom)