سه‌شنبه، تیر ۹

آتش بازیهای نیمه شب سمنان



افرادی ناشناس در سمنان( البته ناشناس برای ما نه برای مامورین دولتی) هر روز دست به شکستن و سوزاندن منازل، مغازه ها و اتوموبیلهای بهاییان می زنند. یکی از موارد اخیر،به آتش کشیدن شدن فروشگاه فیلتر پیمان شادمان است.
نیمه شب سه شنبه 8/4/88 مهاجمين نا شناس با شکستن شیشه و پرتاب مواد آتش زا به داخل فروشگاه پیمان شادمان، آن را به آتش کشیدند و با توجه به وجود انواع فيلتر و روغن اتومبیل خسارت قابل توجهی به بار آمد و تقریبا بخش زیادي از فروشگاه در آتش سوخت ولی با حضور ماشینهاي آتش نشانی از سرایت آتش به خانه های مجاور فروشگاه ممانعت بعمل آمد.
لازم به ذکر است که اين فروشگاه و اتومبیل پیمان شادمان نیزبارها مورد تهاجم مهاجمين قرار گرفته است.
این در حالیست که به نظر می رسد دولت ایران نگران اغتشاش گران است و هر روز عده ای را به این بهانه راهی زندان می نماید اما برای رسیدگی به خرابکاریهای روزانه این افراد ناشناس که برای شهروندان بهایی مشکلات فراوانی ایجاد کرده اند هیچ اقدامی نمی نماید. آیا دلسوزی حقیقی برای امنیت مردم ایران وجود دارد در حالیکه شکایات به هیج جا نمی رسد و بسیاری از این افراد اجیر شده یا آشنای مامورین دولتی هستند و برای تحت فشار قرار دادن بهاییان در سمنان اقدام به چنین اعمال بدوی و غیر انسانی می نمایند؛ در حالیکه دستگیری و یافتن این افراد برای نیروهای امنیتی که تمام خانه ها و افراد را تحت کنترل دارند، نباید کاری دشوار باشد.

آزادی به قید وثیقه

روز سه شنبه 9/4/88، منیژه نصرالهی ( منزویان) پس از گذشت 15 روز بازداشت و بازجویي هاي طولانی در زندان سمنان با قرار وثیقه 100 میليون تومانی موقتا آزاد شد. وی در تاریخ 27 خرداد ماه توسط نیروهای اطلاعات دستگیر و به اداره اطلاعات منتقل گردیده بود.
برای آگاهی بیشتر به لینک زیر توجه فرمایید:
http://khabarnavard.blogspot.com/2009/06/blog-post_19.html

یکشنبه، تیر ۷

اجرای حکم بهاییان بهشهر

سال گذشته خطه مازندران شاهد هجوم به منازل، بازجویی و دستگیریهای فراوان بود. این بیداد به خصوص در شهرهای بهشهر، قائم شهر، ساری و تنکابن شدت بیشتری به خود گرفت. ضیاءالله الله وردی و همسرش صونیا تبیانیان، دو بهائی ساکن بهشهر (در استان مازندران)، که درپائیزگذشته حدود 50 روز بازداشت بوده اند، پس از دو جلسه محاکمه که در
اردیبهشت و خرداد 88 انجام گرفت؛ در تاریخ 3 تیر 88 به ترتیب به 2 و 1
سال حبس محکوم شدند
. اتهام آنها "اقدام علیه امنیت نظام" عنوان شده است وبه مدت 20 روز (تا تاریخ 23 تیر88) فرصت اعتراض به این حکم را دارند.
این در حالیست که در ایران هر گونه اغتشاش و نا امنی به بهاییان نسبت داده می شود در حالی که هیچگونه سند و مدرکی برای آن ارائه نمی گردد؛ از آتش زدن حسینیه شیراز تا ناآرامی های اخیر شهرها به خصوص تهران. قابل ذکر است که چه از منظر شرعی و چه حقوقی و اخلاقی، اتهام بی مدرک جرم و گناه محسوب می شود ولی هر روز بهاییان را با عناوین واهی و انهامات بی اساس مورد بازجویی، هتک حرمت و بازداشت قرار می دهند و تا به حال مدارکی مطابق واقع برای آن ارائه نداده اند.
قابل توجه است که مدیران جامعه بهاییان ایران نیز بیش از یکسال بدون حکم در اوین به سر می برند و در شرایط روحی و جسمی وخیمی روزگار سپری می کنند. دولت ایران هر روز آنان را به اتهامی متهم می کند و روز دیگر مطلبی بر آن می افزاید. هر از چندی به خانواده هایشان وعده دادگاه می دهد و روزهای بعد خلف وعده می کند.
گفته حافظ در اینجا به جاست که می گوید:
گوییا باور نمی دارند روز داوری کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند

لیست مشاغل بهاییان بر بلندای دیوارها

چندیست که سمنان در ناامنی و اضطراب به سر می برد. بهاییان سمنان هر روز به گونه ای مورد آزار قرار می گیرند. بسیاری از این موارد، نگرانی های امنیتی آشکاری را پیش روی آنان قرار می دهد.
بنا به دستورات و اطلاعات ارسالی به اصناف گوناگون شهر سمنان، چندیست ادارات مختلف و حتی دولتی ، لیستی از بهاییان همراه با شغل و صنف و نشانی محل کار آنان را در تابلو اعلانات خود نصب تموده اند. این لیست که به صورت غیر قانونی در محل الصاق شده است، در معرض دید عموم قرار می گیرد.
بی تردید این لیست توسط قوای دولتی و به منظور ارعاب و فشار بیشتر بر بهاییان سمنان در اختیار اصناف قرار گرفته است. این در حالیست که وزارت اطلاعات سمنان علاوه بر هجوم به منازل، تفتیش و دستگیری های فراگیر سمنان، اقدام به فعالیتهای موازی برای اخراج و آزار بهاییان در سمنان نموده است.
تشکیل سمینارهایی با موضوع " بهاییت" و تحریک افکار عمومی و فریفتن عده ای ساده اندیش توسط گروههای ضد بهایی مانند رهپویان وصال، سخنرانی های امام جمعه سمنان مبنی بر تشویق مسلمانان سمنان برای آزار رساندن و سعی در اخراج کردن بهاییان از این شهر، پلمپ مغازه ها و شکستن شیشه و آتش زدن خانه و مغازه بهاییان این شهر نمونه های دیگری از این آزارهاست.
قابل ذکر است که لیستی مشابه مورد مذکور و به صورتی گسترده تر، در شهر شیراز نیز توزیع و در اختیار اصناف این شهر قرار گرفته بود. این در حالیست که به نظر می رسد دولت ایران باایجاد مشکلات و فشارها بر جامعه بهاییان سمنان و سایر شهرها در حال بررسی عکس العملهای بهاییان و پیش بردن نیات خود است. تکرار روشهای مشابه در شهرهای گوناگون یکی از نشانه های این ترفنداست.
برای اطلاع از لیست منتشره در شهر شیراز می توانید به لینک زیر با عنوان" حراج امنیت ملی" توجه نمایید.
http://khabarnavard.blogspot.com/2009/02/blog-post_5819.html

پنجشنبه، تیر ۴

هفت سنگ در نیمه شب

آزار و ظلم در حق شهروندان بهایی هنوز در سمنان ادامه دارد.در نيمه شب سه شنبه 2/4/88 مهاجمین نا شناس به مغازه دو نفر از شهر وندان بهایی سمنان حمله نمودند. آنان در حمله به مغازه فیلتر فروشی آقای پیمان شادمان
سعی نمودند که با پرتاپ سنگ و آجر شيشه های فروشگاه را بشکنند که البته نهایتا موفق به انجام این کار نشدند. همچنین این افراد با انداختن مواد آتش زا به داخل فروشگاه عينک سازي آقای اکبر پورحسینی قصد به آتش کشیدن آن محل را داشتند ولی خوشبختانه آتش به داخل مغازه سرایت نکرد و فقط خسارت جزیی ایجاد نمود.
به نظر مي رسد بهایی ستيزان با استفاده از موقعیت کنونی ایران، سعی در ادامه فعالیتهای ضد انسانی خود علیه بهاییان دارند. البته پیش از این که سایر شهروندان سمنانی نیز از امنیت نسبی برخوردار بودند، بهاییان سمنان با اضطراب کوکتل مولوتوف وشکسته شدن شیشه و هجوم نابه هنگام به منازلشان، سر بر بستر می گذاردند.

جمعه، خرداد ۲۹

بابل زیر ابر بیداد

مشفق سمندري هفته گذشته در دادگاه بابل با والدين خود ملاقات كوتاهي داشت. او در حال حاضر در قرنطينه زندان كه محوطه کوچكي است به سر می برد. این محوطه، بخش خاصي است كه زندانيان قبل از ورود به بند به آنجا مي روند. وی می تواند از روزنامه و قران استفاده كند و در حال حاضر امكان ملاقات ديگري ندارد .این در حالیست که برادر ايشان، مشتاق سمندري نيز به اطلاعات احضار شده اند.
برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر توجه نمایید:
http://khabarnavard.blogspot.com/2009/04/blog-post_873.html

تبعیض عقیدتی در ورزش ایران



خشایار زارعی نوجوان شانزده ساله بهایی از عضویت در تیم ملی جودو نوجوانان ایران محروم شد این در حالیست که وی قهرمان نوجوانان ایران و مدارس کشور شده است.
این در حالی اتفاق افتاد که سال گذشته نیز زمانی که وی برای مسابقات آسیایی نوجوانان یمن انتخاب شد، فدراسیون جودو ایران او را فاقد صلاحیت اعلام وعنوان کرد"خشایار چون بهایی است نمی تواند عضو تیم ملی باشد" و این مورد از طرف مربیان تیم ملی ، هیئت جودو استان فارس و حراست تربیت بدنی تایید شد و حراست مطرح کرد که این مسئله بر اساس قانون است اما برای کار قانونی خود مدرک و ماده قانونی مطرح نساخت و فقط به این بسنده کرد که مغایر با قانون است .
در مسابقات انتخابی اخیر تیم ملی نوجوانان که در تاریخ 25/3/88 برگزار گردید این تبعیض دوباره از طرف فدراسیون اعمال گردید بدین صورت که در ابتدا هیئت جودو استان فارس از معرفی خشایار به مسابقات انتخابی سر باز زد که پس از پی گیری های زیاد وتماس با آقای امینی رئیس فدراسیون جودو ایشان عنوان کردند که این مسئله هیچ منع قانونی ندارد و خشایار می تواند در مسابقات انتخابی شرکت کند اما در روز مسابقه بعد از اینکه خشایار مسابقات خود را با پیروزی پشت سر گذاشت یک دفعه فدراسیون اعلام کرد که خشایار فاقد صلاحیت می باشد و چون بهایی است نمی تواند برای مسابقات جهانی ارمنستان عضو تیم ملی باشد و عنوان شد که این مسئله از طرف حراست ( اداره اطلاعات) سازمان تربیت بدنی کل کشور مطرح شده است و ما نمی توانیم کاری انجام دهیم .
این تبعیض در حالی اتفاق می افتد که یکی از مفاد اساسنامه فدراسیون بین المللی جودو و فدراسیون های کشور های مختلف این است که آنها نهادهایی غیر دولتی هستند و از گرایش های سیاسی و تبعیض گرانه بدورند و در این اساسنامه تصریح شده است که یکی از وظایف این فدراسیون و شعبات آن در جهان دوری از هرگونه تبعیض ملی ، مذهبی ، قومی و نژادی می باشد البته این محدویت ها وتبعیض های مذهبی در فدراسیون جودو فقط محدود به مسابقات نیست بلکه افراد بهایی نمی توانند مدرک مربیگری و داوری بگیرند که مغایر با روح ورزش جودو است .
اینگونه مسائل نشان دهنده سیاسی بودن ورزش در ایران می باشد که هم با اساسنامه کمیته بین المللی المپیک مغایر است وهم با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و نشان دهنده ضعف ونقص در سیستم ورزش است که قابلیت ها ی افراد تعیین کننده موقعیت آنها نیست .

ادامه آزار در سمنان

در ادامه آزار بهاییان در سمنان، مامورین وزارت اطلاعات در روز 27 خرداد به منزل منیژه نصراللهی( منزویان) مراجعه نموده و وی را برای پاره ای توضیحات به اداره اطلاعات منتقل نمودند. مامورین به همسر او اطمینان دادند که منیژه نصراللهی تا ظهر همان روز به منزل مراجعت خواهد نمود ولی تا بعد از ظهر خبری از وی به دست نیامد و با مراجعه به اداره اطلاعات سمنان به وی اطلاع دادند که پرونده او از تهران خواسته شده و منیژه نصراللهی فعلا در بازداشت به سر خواهد برد و از بستگان او درخواست البسه و اغذیه نمودند.
این بار نیز با حربه نیرنگ و عدم صداقت، افرادی را که هیچگاه در پی فرار نبوده اند ودلیلی نیز برای گریز نداشته اند، به یغما می برند.